[ 628 ]
فصل [ هشتم ] : در انطباق المرى
بايد دانست كه در باطن مرى ، عضلهيى موضوع است على سبيل الانبساط كه مرى را به مقدار معينه گشاده مىدارد و اطراف وى را به هم پيوستن نمىدهد ؛ پس هرگاه رطوبتى وافره بر وى ريزد و آن عضله را مسترخى سازد ، مجراى مرى به هم پيوندد و عضلهء مذكور كه در ازدراد اشياى خفيفه و مايعه يارى مىداد بازايستد از فعل خود و نتواند به سوى معده افكند ، پس ناچار هرچه لطيف و سبك بود يا رقيق باشد چون آب و مانند آن هرگز فرونتواند رفت ؛ به خلاف لقمهء بزرگ ثقيل كه به فراغت فرورود . و اين ، بهر آن است كه شى ثقيل به سبب ثقل و صلابت بالطبع متسفل مىگردد و انطباق را مىگشايد و محتاج به اعانت غامر نيست . و شى سبك ، به سبب خفت ذاتى محتاج به غمر قوى است تا در جسم منطبقه تواند درآمد .
اين علت ، عسر البرء است ؛ بهر آنكه زوال استرخاء از اين عضو كثير الرطوبت كه ممر طعام و شراب است و به حنجره كه پر از رطوبت دهنيه است مجاورت دارد ، امكان نمىبندد مگر آنكه مريض طفل بود ؛ زيرا كه در وى هنگام ازدياد قوت و توفر حرارت غريزى ، تحليل آن رطوبات توقع دارد .
علاج : استفراغ ماده كنند به استعمال ايارجات و غراغر منشف الرطوبات . و جهت تقويت عضو ، طبيخ انيسون ، سنبل و كندر و بهمنين و مصطكى تجرع نمايند نيمگرم . و زير زنخ ، محجمهء نارى نهادن يا پاكى زده [ و ] جندبيدستر و سكبينج و مانند آن طلا نمودن سودمند است .