تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
قابض چون عاقرقرحا و پوست و بيخ كبر و حنا و سعد و شبت و ورد و سنبل مضمضه كنند . و ايضا اشياء قابض مجفف بر لثه و دندان پاشند و بر فك طلا نمايند . سوّم : آنكه آماس گرم در لثه افتد و بدان سبب لثه از دندان جدا شود . و علامت وى ، وجود ورم است و شدت وجع و ضربان . علاج : رگ زنند و حجامت كنند و مسهل خورند به‌حسب احتياج ؛ چنان‌چه در ورم لثه مذكور است . و پس از تنقيه ، در ابتدا ادويهء قابضهء بارده ، چون طباشير و پوست هليله زرد و گلنار و سماق بر لثه مالند . و به آب لسان الحمل و خرفه مضمضه كنند . و در انحطاط ، به چيزهاى محلّل ، چون گشنيز و روغن گل مضمضه نمايند . چهارم : آنكه لثه مسترخى شود و از دندان جدا گردد به واسطهء وقوع ضعف در لثه و قلت خون آن ؛ چنانچه به ناقهين افتد ؛ نه آنكه رطوبت مرخيه سبب وى باشد . و علامت وى آن است كه لثه سپيد محض باشد و چنان محسوس شود كه خون در وى نيست . و ظاهر است كه گوشت سپيد است و سرخى در آن به سبب خون پديد مىآيد . و ايضا از آنچه در رطوبى گفته شد ، اين قسم معرّا مىباشد . علاج : بهر تقويت و توليد خون صالح گوشت بزغاله و بره و چوزهء مرغ فربه و زردى بيضه تناول كنند . و براى جذب خون [ به ] سوى لثه ، چيزهاى گرم ، چون سعد و سنبل و عود سوخته و مصطكى و ورد بر لثه بمالند . پنجم : آنكه مادهء تيز اكّال بر لثه ريزد و گوشت آن را بخورد و ناقص سازد . و بدان سبب در استحكام اصول دندان فتور راه يابد و دندان بجنبد . و علامتش ظاهر است . علاج : رگ زنند . و مسهل خورند . و حجامت نمايند . و ارسال علق فرمايند . و سماقيّه و رمّانيّه تناول كنند . و از شيرينى و گوشت و هرچه خون افزايد بپرهيزند . و زراوند و كندر و ايرسا و دم الاخوين و آرد كرسنه كوفته ، بيخته ، به عسل و سركهء عنصل آميخته بر لثه نهند تا گوشت فاسد را فانى سازد و ما بقى را قوت دهد و از قبول فساد محفوظ دارد . و اگر در لثه عفونت راه يافته باشد ، ادويهء تيزتر استعمال نمايند بر آن ؛ چون فلدفيون . و بايد كه وضع اين دوا ، به جز [ بر ] گوشت فاسد اتفاق نيفتد و پس از دور كردن دوا ، مضمضه كنند به سركه . ششم : آنكه سقطه يا ضربه موجب تحرّك شود .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 416 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى