[ 595 ]
فصل [ ششم ] : در تغير رنگ دندان
سببش آن است كه مادهء رديه در جوهر دندان نفوذ كند و آن را بهحسب رنگ خون متلون سازد ؛ بدون آنكه حفر آرد . پس اگر ماده غليظ باشد ، تغير به زمان طويل ظهور مىيابد و خفيف مىباشد . و اگر ماده رقيق بود ، در اندك مدت منبسط مىشود تغير و همه را مشتمل مىگردد . [ چون سرعت نفوذ بيشترى در رقيق است ] .
علاج : نخستين ، تنقيهء بدن و دماغ كنند به حبّها و غرغرهها . و بعد از استفراغ مادهء موجبه : اگر رنگ دندان زرد باشد ، به آب عنب الثعلب و سركه مضمضه كنند ، پس آرد عدس و آرد جو و خطمى در سركه آميزند و بر دندان گذارند . و اگر سياه باشد ، بيخ كبر و افسنتين و افتيمون و مصطكى و اشنه كوفته و بيخته و روغن گل آميخته استعمال نمايند . و اگر رنگ دندان جصّى بود ، روغن مصطكى بمالند و پيهء ماكيان و شمع در روغن خيرى بگدازند و قدرى زوفا و اندكى انگزد در آن آميزند و بر دندان گذارند . و نافعترين ادويه در اين قسم و در سوداوى ، آن است كه حنظل تخم جداكرده [ را ] در سركه بجوشانند و بدان مضمضه كنند . و بايد دانست كه تخم حنظل را به تازى هسبيد گويند و آن ، زهر قاتل است و دانگى از آن كشنده ؛ لهذا گفته شد كه تخم از وى جدا سازند ؛ زيرا كه احتمال دارد كه هنگام مضمضه چيزى از آن سركه در حلق فروريزد .
[ 596 ] فايده : رنگ زرد ، از صفراست و سياه و بادنجانى ، از سودا و جصى ، از بلغم غليظ . و جصى را طلقى نيز گويند . و اين نوع ، به سبب غلظت و لزوجت ، متعسر العلاج است و باشد كه دندان بشكافد و مادهء متحجر از وى سر برزند ؛ بخلاف صفراوى و سوداوى كه به واسطهء معرا بودن از لزوجت ، بدين آفت نمىانجامد .