قوت دهد و تحليل مواد فاسد نمايد . و فايدهء مفتتات آن است كه دندان را پوسيده سازد و بدان سبب قوّت ادويه به وجه اكمل نافذ شود و مادهء مستكنّه را تحليل كند .
[ 584 ] طريق داغ ، دوگونه است :
يكى ، آنكه از زر يا آهن ميلى سازند و انبوبه بر دندان مؤوف گذارند ، پس آن ميل را در آتش سرخ نمايند و در اين انبوبه درآرند تا به دندان رسد و زمانى شايسته نهاده دارند و باز اعاده كنند تا كه خوب داغ شود .
دوم ، آنكه گرداگرد دندان به خمير درگيرند به نهجى [ يعنى بهگونهاى ] كه چون روغن بر بن دندان محاط اندازند برون نتواند آمد ، پس روغن زيت گرم كنند به حدى كه جوش زند ، پس به مغرفهء صغير برگيرند و بر آن دندان ريزند بهقدرى كه آن احاطهء خمير پر شود و با اين عمل ، فى الفور وجع ساكن مىشود . و ايضا از مفتتات است .
طريق تفتيت يعنى پوسيده ساختن آن است كه توبال نحاس باريك سازند و در شير درخت انجير آميزند و قدرى پنبه بدان تر كنند و بر دندان دردمند نهند . يا زنجبيل كه تا چهل روز در سركه خوابانيده باشند ، كوفته ، بر وى گذارند . و بايد كه قبل از استعمال مفتتات ، دندانهاى ديگر را به روغن چرب كنند تا قوت دواى مفتّت در اينها اثر نتواند كرد . و توبال نحاس ، اجزاى صغار مس را گويند كه عند الطرق متساقط گردد ؛ يعنى هنگام كوفتن جدا شود .
[ 585 ] ششم : آنكه به مشاركت معده افتد . و اين ، چنان باشد كه معده ممتلى شود از ماده غليظه يا حادّهء رديّه و اذيت وى در دندان پديد آيد . و علامت وى آن است كه در حالت شكمسيرى و بدهضمى و شبخوارى درد غلبه كنند .
علاج : بهر تنقيه ، حبوب و ايارجات خورند و تقليل غذا نمايند و در اين قسم احتراز از قىء لازم انگارند و در طعام ، گشنيز اندازند . و شير و ميوه بگذارند و اگر احيانا قىء اتفاق افتد ، قدرى افيون در دندان گذارند تا خدر شود و بخار مرتفعهء با قىء در وى گذر نيابد .
[ 586 ] هفتم : آنكه مادهء رديه در بن دندان متعفن شود و دندان را فاسد سازد و به سبب فساد ، انكسار و انصداع در وى پديد آيد و درد عارض شود به غير آنكه بجنبد يا چيزى از خارج در بيخ دندان آويزد .
علاج : بهر تسكين الم و منع زيادتى انصداع ، عاقرقرحا و افيون و قشار كندر باريك
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 406
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٤٠٦