[ 577 ]
فصل [ اول ] : در وجع الاسنان
« 1 » اين ، بر نه قسم است :
[ 578 ] يكى ، آنكه از سوء مزاج گرم ساذج عارض شود . علامتش ، گرمى فكّين است . و از گرفتن آب سرد در دهان راحت يافتن . و در لثه ، سرخى به غير ورم پديد آمدن .
علاج : سركه گلاب در دهن گيرند و عند اشتداد وجع ، اندكى كافور بيفزايند و روغن گل در دهان داشتن مفيد است . و آنجا كه درد قوى باشد ، قدرى افيون با اين روغن حل كردن سودمند . و ايضا سركه و نمك به هم آميخته در دهان داشتن و اسبغول با سركه كرده بر دندان نهادن ، از مسكنات وجع است .
[ 579 ] دوم : آنكه غلبهء خون سبب وجع شود . و علامتش سرخى و آماس لثه است و وجع ثقيل ؛ پس اگر سبب در نفس دندان بود ، در طول دندان الم محسوس شود . و اگر سبب در عصب باشد ، الم در غور پديد آيد .
علاج : رگ قيفال زنند و زير زنخ حجامت كنند يا ارسال علق نمايند يا چهار رگ بگشايند بهحسب احتياج . و به چيزهاى مناسبه طبع را بگشايند . و بهر تسكين ، آنچه در ساذج گفته شد به كار برند . و بهترين اشيا ، آب عنب الثعلب و آب گشنيز و آب لسان الحمل در دهن داشتن است اندر ابتداء ، پس به تدريج به ادويهء محلّله متوجه گشتن .
[ 580 ] سوّم ، آنكه مادهء صفرا باعث وجع شود . و علامتش آن است كه درد سبك باشد و ضربان كند و صفرت لثه و ديگر علامات صفراوى به ظهور آيد .
علاج : بهر تنقيهء صفرا ، مطبوخ هليله و تمر هندى خورند . و بهر تسكين و تعديل ، آن چه در حارّ ساذج گفته شد و در دموى مذكور است به عمل آرند . و بهتر آن است كه ادويهء تمضمض [ را ] نيمگرم كنند تا به حرارت فعلى اثر وى نافذتر شود . و پس از نفوذ كه آن حرارت جدا گردد ، اثر وى كه برودت و قبض است زودتر پديد آيد .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Odontalgia ; toothache.