تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
ننمايد . هشتم ، آنكه چون طعام خورده باشد ، خلال كند و ميان دندان‌ها پاك نمايد ؛ ليكن اندر خلال كردن چندان مبالغه ننمايد كه گوشت بن دندان آزرده شود . نهم ، آنكه هر بامداد مسواك كند و اندر مسواك كردن نيز چندان استقصا نكند كه آب و جلاء طبيعى از وى برود . و مسواك از چوب نرم و تلخ بايد ؛ چون اراك و زيتون . دهم ، آنكه دندان را وقت خواب هنگام قىء كردن به روغن چرب كند : پس اگر مزاج دندان گرم بود ، روغن گل بمالند . و اگر سرد باشد ، روغن بان يا روغن مصطكى . و بهتر آن است كه نخستين انگبين بر دندان مالند ، بعده [ يعنى پس از آن ] به روغن چرب نمايند . ببايد دانست كه سر خرگوش سوخته و كوفته بر دندان ماليدن و نمك به انگبين سرشته ماليدن خواه نمك را بسوزند يا نسوزند اندر هر ماهى دو بار ، گوشت بن دندان سخت كند و ماده‌ها را از بن دندان پاك سازند و حفظ صحت وى نمايد . و شبّ يمانى به آتش بريان كرده و اندر سركه آميخته ، صاف كرده و اندكى مرّ صافى افزوده ماليدن ، همين عمل دارد . ايضا ، بايد دانست كه از آنكه مزاج دندان خشك است ، ادويه‌يى كه حفظ صحت آن نمايد نيز خشك مىبايد و اندر سردى و گرمى ، معتدل ؛ مگر آن را كه مزاج [ او ] سرد يا گرم شده باشد كه به‌حسب تقاضا از ادويهء يابسهء گرم يا سرد اختيار بايد كرد بهر تبديل مزاج : بيان ادويه‌يى كه با وجود خشكى سرد است : صندل سرخ ، سنگ كافور ، كزمازج ، گلنار ، دم الاخوين ، مازو ، مرواريد ، فوفل ، آرد جو ، برگ گز و پوست درخت توت . ذكر ادويه‌يى كه با وجود خشكى گرم است : نمك سوخته ، شيح سوخته و ناسوخته ، سعد ، دارچينى ، زوفا يابس ، فقاح اذخر ، سرون [ يعنى شاخ ] گاو كوهى سوخته ، پودنهء سوخته ، و ناسوخته ، ابهل ، زراوند گرد ، تخم حنظل ، عاقرقرحا ، ساذج هندى ، پوست بيخ كبر ، كبر ، عود ، هستهء خرماى سوخته و سر خرگوش سوخته ، پر سياوشان سوخته و ناسوخته و خاكستر چوب انگور و خاكستر بوره و مصطكى و آبگينهء سوخته . چون معتدل خواهند ، ادويه سرد را با گرم به‌حسب احتياج تركيب فرمايند .