تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
[ 590 ]

فصل [ دوم ] : در ضرس

« 1 » بدان كه ضرس بالتحريك ، كندى دندان را گويند . و آن را دو سبب است : يكى : خارجى ؛ چون خائيدن و خوردن چيزى قابض و عفص و به غايت ترش كه بر دندان مكث طويل كند ، پس شي رقيق لطيف از آن چيز در جرم دندان غوص كند و برد مخشّن پيدا سازد . و قيد طول مكث ، بهر آن است كه اگر آن چيز به غايت ترش بود اما به سبب لطافت و رقت بر دندان مكث نكند ، محدث ضرس نمىشود ؛ چنانچه سركه [ چنين است ] . علاج : اگر مزاج گرم بود ، برگ و ساق خرفه و بادروج بخايند . و آنجا كه برگ و ساق خرفه حاضر نباشد ، تخم وى نيم‌كوفته و تر كرده به جاى او باشد . و به شير خر يا به زيت انفاق نيم‌گرم مضمضه كردن و كباب گرم در دندان گرفتن ، مفيد است . و اگر در مزاج گرمى نباشد ، مغز جوز و فندق و جوز هندى و مغز بادام تلخ گرم كرده بر دندان مالند و موم زرد و علك الانباط بخايند و صعتر و بادروج و عسل و ملح بمالند . و دردىّ روغن زيت كه در فنجان مسين [ يعنى از جنس مس ] بر آتش نهاده باشند يا در آفتاب [ نهاده و ] سطبر گشته [ يعنى غليظ شده ] بر دندان ماليدن سود دارد . دوم ، داخلى ؛ چون خلط ترش مماسه كه در فم معده گرد آيد و به قىء برآيد و دندان را كند كند ؛ يا اگر به قىء نيايد ، بخار از وى متصاعد شود و ضرس آرد . و علامت وى ، آروغ ترش است و ترشى دهان و قىء ترش و بسيارى آب دهان . علاج : به‌حسب ماده كه سودا بود يا بلغم ، در تنقيهء معده كوشند . و از آنكه ماده بر فم معده است ، تنقيه به قىء نفع تمام دارد . و پس از تنقيهء معده ، بهر مضغ و دلك ، آنچه در قسم اول گفته شد به كار برند به‌حسب حاجت . [ 591 ] نوعى است از ضرس كه به تناول اشياء حار يا بارد عارض شود . علامتش آن است كه
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Teeth renderd dull by ecid food and drink.