[ 568 ]
فصل [ چهارم ] : در تقلّص « 1 » الشفتين
اين مرض ، بر سه قسم است :
يكى ، آنكه مولودى بود با طفل به واسطهء نقصان ماده . و اين قسم ، در ايّام طفوليت ما دام كه طفل در نشو است اصلاح مىگيرد جهت نرمى اعضا و قبول وى مر هر شكل را .
طريق اصلاح ، آن است كه لب متقلّص يعنى درهم كشيده شده [ را ] راست كنند و به هيأت اوليه آرند و هم بر آن شكل بربندند تا راست بماند .
دوم ، آنكه تشنّج استفراغى به تقلّص گرايد . لا علاج له .
سوّم ، آنكه تشنّج امتلائى سبب باشد .
علاجش ، استفراغ است و روغنهاى گرم ماليدن ؛ چنانچه در تشنّج امتلائى ذكر يافته .
[ 569 ]
فصل [ پنجم ] : در بواسير لب
« 2 » اين ، بر دوگونه است : يكى ، آنكه خلطى كمد اللون [ به ] مقدار دانه انگور خرد در زير لب زيرين پديد آيد و وسط آن غلظت ، نشق « 3 » بود . و در اين قسم ، لب مؤوف منقلب مىباشد به خارج . دوم ، توثهء سياه مشابه به توت شامى مىباشد كه در لب زيرين ظهور كند . و با اين قسم ، درد نمىباشد ؛ زيرا كه مانند سرطان عضو را مىميراند و حس را باطل مىسازد . و گاه باشد كه به واسطهء كثرت ماده و استحكام فساد به لب بالا نيز تعدى نمايد ؛ بلكه بعض اجزاى وى را نيز درگيرد . و سبب بواسير لب ، خون سوخته است كه از شعب
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Contraction.
( 2 ) . قاموس القانون :Polypus labii.
( 3 ) . اين كلمه با توجه به متن « شرح الأسباب و العلامات » ، به معنى « شكاف » است گرچه در دهخدا چنين معنايى از اين لغت ضبط نشده است . م .