تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
[ 563 ]

باب [ ششم ] : در امراض لب

[ 564 ] وى مركب است از عصب و گوشت و عضله و شريان و وريد . و فايدهء آن ، ستر دهن است و حفظ ممضوغ و حبس لعاب و اعانت تكلّم و خوبى رو است . و هر مرضى كه در مقعد افتد ، در لب نيز افتد ؛ زيرا كه مزاج و تركيب او همچون مزاج و تركيب مقعد است . و هر دو ، نهايت مرى و معده و روده‌هاست كه آغاز است و نهايت ؛ لهذا چنانچه در مقعد شقاق افتد و بواسير حادث شود ، در لب نيز شقاق و بواسير عارض مىگردد . و كذلك هر علتى . اين باب ، مشتمل است بر ده فصل : [ 565 ]

فصل [ اول ] : در بياض « 1 » الشفه

يعنى سپيدى لب . و سبب اين مرض ، فساد خون است به رطوبت بلغميهء خام و نقصان حرارت اعضاى سر و روى ؛ زيرا كه در اين صورت ، قوّت مغيره ضعيف مىشود و غذا را مشابه به مغتذى نمىتواند گردانيد . و از آنكه لب سرخ‌رنگ است ، در اندك فتورى كه مغيره را افتد سپيدى محسوس مىشود ؛ بخلاف ديگر اعضا كه تا سبب قوى نباشد ، سپيدى محسوس نمىشود و متميز نمىنمايد . علاج مستفرغات بلغم به كار برند و از بقول و هريسه و چيزى كه در وى نه لزوجت باشد و نه دسوست بپرهيزند ؛ خاصه اگر بياض مع التقشر بود . و بهر انعاش حرارت غريزيه و تلطيف خلط بلغمى ، روغن ناردين و خيرى و ياسمين و خلوق در بينى چكانيدن .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :White.
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 393 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى