عصارهء عنب الثعلب . و اندر انتها ، مرهمى كه به روغن بادام و موم ساخته باشند استعمال نمايند . و به آب گرم شستن مبالغه فرمايند . و اندر بلغمى ، اشياء محلّل چون شبت و بابونه و اكليل طلا بايد ساخت . و در سوداوى ، آنچه در باب سرطان مذكور است به كار بايد بست . و هيچ ضماد گرم و محلّل استعمال نبايد كرد ؛ بهر آنكه تحليل نپذيرد ؛ ليكن از چيزهاى خنك برنهادن چاره نباشد تا زيادت نشود . و در اين مرض ، تقليل غذا و ترك عشا [ يعنى غذا خوردن شب ] لازم بايد شمرد .
[ 571 ]
فصل [ هفتم ] : در بثور « 1 » لب
سبب بثور ، يا خون بود يا صفرا .
علاج : رگ قيفال زنند و به مطبوخ هليله طبع را فرود آرند يا به مطبوخ افتيمون .
[ 572 ]
فصل [ هشتم ] : در قروح لب
« 2 » سبب وى ، در اكثر ، تقيّح بثور است .
علاج : مرهم اسفيداج برنهند . و ايضا ، مردارسنج و مازو هر دو بكوبند و به قيروطى كه از موم و روغن زردآلو ساخته باشند آميزند و به كار برند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Pustules.
( 2 ) . قاموس القانون :Ulce . r ; Sore.