[ 573 ]
فصل [ نهم ] : در سوءمزاجهاى ساذج كه بر لب افتد
اما اگر سوء المزاج گرم باشد ، لبها مىسوزد و از هواى سرد و آب سرد راحت پديد آيد . و اگر سرد باشد ، در هواى سرد و خنكى بامداد لبها كبود شود و حس او باطل گردد .
و اگر خشك باشد ، پيوسته لبها بطرقد و پوستهاى باريك از وى همى خيزد . و اگر تر باشد ، لبها فروآويخته و سست و نرم بود . و سوء المزاج تر ، زود لب را ضعيف كند و بدان سبب بر سخن گفتن يارى نتواند داد .
علاج : اندر سوء المزاج گرم ، خرقهء كتان به آب كاهو يا به آب خرفه يا به آب گشنيز تر يا به آب لسان الحمل يا به آب كاسنى يا به آب عصى الراعى يا به گلاب تر كرده و بر يخ سرد نموده بر لب نهند . و اسبغول به گلاب تر كرده و بر يخ سرد نموده طلا كنند . و به صندل سفيد و گلاب و كافور لب را تر دارند .
اندر سوء المزاج سرد ، مشك سوده با روغن بان و عاقرقرحا سوده با روغن ياسمين و جندبيدستر با روغن نرگس و روغن سوسن بر لب طلا بايد كرد .
اندر سوء المزاج خشك ، كشكاب و روغن بادام خورند . و لعاب اسبغول و شكر نوشند . و پيوسته لب را به روغن بنفشه و نيلوفر و مغز كدو چرب دارند . و مومروغن كه از اين روغنها ساخته باشند بمالند . و ديگر تدابير ، در شقاق گفته شد .
اندر سوء المزاج تر ، به علاج لقوه رجوع بايد كرد . و هرچند ساذج است ، دست از تنقيه بازنبايد داشت .
[ 574 ]
فصل [ دهم ] : در آكله « 1 » كه بر لب افتد
معالجه وى از اكله مع الفم بجويند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Cancrum.