فايده : باشد كه بياض مع التّقشر بود و اين ، دلالت مىكند بر يبوست ساذجه يا حرارت غريبهء منشّفه كه با وجود اسباب ، بياض مستولى گشته . و علاج تقشر ، به فصل علىحده گفته مىآيد .
[ 566 ]
فصل [ دوم ] : در تشقق « 1 » و تقشر « 2 » و جفاف « 3 » لب
سبب تقشر و جفاف لب ، همان است كه در شقاق و جفاف زبان و تقشر وى گفته آمد .
و كذلك ، علاج وى . و نيكوترين تدبير عند التقشر ، ماليدن لعاب بهدانه و خطمى و تخم كتان است بر لب . و قيروطى كه از پيه ماكيان و بط ساخته باشند . و بهر جذب ماده از اعلى به اسفل ، بر ناف و مقعد ماليدن روغن بنفشه ، سودمندترين چيزهاست . و مجربترين ادويه در اين مرض ، آن است كه مازو و اسفيداج و نشاسته و كتيرا باريك سازند و در پيهء دجاج آميزند و بر لب نهند . و بايد كه موضع شقاق و تقشر را از هوا نگاهدارند و هر طلا كه بر لب نهند ، پوست اندرونى تخممرغ بر آن بچسبانند و از سير و پياز و نمك و گوشت آهو و اسب و بز و آنچه صفرا انگيزد بپرهيزند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Chapped lips.
( 2 ) . قاموس القانون :Scaling of the lips.
( 3 ) . قاموس القانون :Dryness.