تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
احتياط نمايند كه عميق نشود ؛ زيرا كه اگر قطع عميق شود و شريان بگشايد ، حبس خون متعسّر گردد . و بايد دانست كه قطع رباط همان قدر مطلوب است كه زبان از دهن برآيد و به اعلاى حنك منقلب شده برسد ؛ « فانه يكفى فى اطلاق اللّسان » و پس از قطع ، بهر حبس خون ، بپراكنند [ بر روى زبان ] ، زاج مسحوق و مانند آن [ از ] ادويه يابسه . [ 540 ] هفتم : آنكه حادث شود ثقل اللّسان از ورم صلب ؛ خواه از ابتدا صلب بوده باشد و خواه منقلب شود به صلابت . و باشد كه چون جراحت زبان مندمل شود ، در آن جايگاه تعقد پديد آيد و بدان سبب زبان گرانى كند . علاج : بهتر تليين صلابت و تعقد ، استعمال نمايند العبه و شحوم و ادهان . [ 541 ] هشتم : آنكه عصبهء محركه زبان گسسته شود به واسطهء ضربه يا سقطه كه بر موخر سر افتد و بدين سبب ثقل اللسان پديد آيد . لا علاج له .