تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
[ 545 ]

فصل [ هفتم ] : در شقاق اللسان

« 1 » اين مرض را دو سبب است : يكى : آنكه خشكى مفرط به دماغ مستولى شود و آن مزاج يبسى به طريق اعصاب به سوى زبان متعدى گردد و به سبب اجتماع اجزاء ، تشقق پديد آيد . و از آنكه زبان عضوى است نرم متخلخل ، شقاق منقعر مىباشد به حدى كه از خوردن بازمىدارد و عند مسّ چيزى ترش و نمكين ، الم و حرقت عارض مىگردد به شدت . علامتش تقدم بىخوابى است و آثار يبوست دماغ كه بارها ذكر يافته شاهد بودن . علاج : اسبغول با قدرى شكر در دهان دارند و ماء الشعير بنوشند و پاچه غذا سازند . و از زبد الخيار و قيروطى از روغن بنفشه ساخته بر زبان مالند و از اشياء نمكى و ترش و تيز بپرهيزند و در اصلاح مزاج دماغ كوشند . [ 546 ] فايده : زبد الخيار ، آن است كه خيار بادرنگ را قطع كنند و بعض آن را بر بعض بمالند تا كف پيدا كند و اين كف ، به سبب رطوبت و لزوجت ، يبس و شقاق را مفيدترين اشيا است . دوم : آنكه اخلاط سوخته در معده گرد آيد و بخارات از آن مرتفع شود و زبان متشقق سازد . و علامت وى آن است كه آروغ دودناك آيد « 2 » و مزهء دهن به‌حسب مزهء خلط متكيّف بود و احيانا خلط مذكور در قىء برون همىآيد . علاج : تنقيهء معده كنند بدانچه مناسب آن ماده بود و سپستان در دهن دارند و باقى از قسم اوّل اخذ نمايند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Fissures of tongue. ( 2 ) . زيرا اغذيه‌يى كه بر معده مىآيند ، قدرى محترق و متعفن مىشود به سبب حرارت ناريه .