اكنون ، بدان كه اين رعاف ، در اكثر امر عارض مىشود [ در ] عقب مرض حادّ يا عقب سكته و ضربه كه به انشقاق عروق انجامد . و در سقطى و ضربى ، اعراض فساد دماغ چون سرسام و دوار و سكته و سبات نيز از لوازم رعاف است . و باشد كه لسع افعى موجب اين رعاف شود ؛ « لغليان الدّم و إحتداده » .
علاج : ادويهء كاويه ، يعنى چيزى كه گوشت را بخورد و عضو را بسوزد و خشك كند و خشكريشه آرد ؛ چون زاج و زنگار و مانند آن در اين موضع استعمال نمايند تا باشد كه بند شود . قال « الشيخ » : « و يجب أن يستعمل هذا بالاحتياط ؛ فإنّها يحدث خشكريشة اذا سقطت ، جلبت شرا من الاول » « 1 » . و قال الرازى : « و أحسب أنّ الذّى ينفع فيه بهذا العلاج ، هو ما يكون من انفتاح العروق ، لا من الشرائين . و لعلّ انجاحه من انفتاح العروق ايضا ، إنّما يكون بعد استفراغ الدّم الكثير بحيث يغشى على العليل » « 2 » .
[ 521 ] فايده : گاه باشد كه در امراض دماغى احتياج به رعاف آوردن شود . تدبيرش آن است كه كندش و مويزج و فرفيون بكوبند و به زهرهء گاو بسرشند و شياف سازند و اندر بينى در آرند . و متقدمان ، آلتى ساختهاند بهر اين كار اگر خواهند وى را كار فرمايند .
هامش
( 1 ) . ترجمه : « در استعمال اين ادويه بايد احتياط كرد ؛ زيرا ايجاد خشكريشهيى مىكند كه اگر بيفتد ، وضع را بدتر از اول مىكند » . م .
( 2 ) . ترجمه : « گمان مىكنم آنچه در علاج آن مىتوان از اين ادويهء كاويه نفع برد ، آن است كه از گشوده شدن أورده باشد نه شرائين ؛ و در صورت گشودن أورده هم اگر مفيد مىافتد ، بعد از اخراج خون زياد است بهگونهيى كه بيمار غش كند » . م .