تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
[ 518 ]

فصل [ چهارم ] : در قروح « 1 » بينى

اين ، بر سه قسم است : يكى ، آنكه رطب بود و سببش رطوبات فاسدهء اكّاله است كه از دماغ بدين جايگاه نازل شود . علاج : تنقيهء دماغ كنند تا ماده موجبه مستفرغ گردد ، بعده [ يعنى پس از آن ] مرهمى كه ساخته باشند از اسفيداج و مردارسنگ و خبث الفضّه و اسرب سوخته و روغن گل استعمال نمايند . دوم ، آنكه يابس باشد . و اين قسم ، اكثر الوقوع است و از اخلاط محترقه حادث شود . علاج : بهر تدهين انف ، روغن نيلوفر و پيهء ماكيان و بط بمالند . و مرهم ابيض و قيروطى كه از موم زرد و روغن بادام تلخ و روغن بنفشه و مغز ساق گاو ساخته باشند و به لعاب بهدانه درهم زده استعمال نمايند ؛ يعنى موم را در روغن‌ها بگدازند و اندكى لعاب مذكور در وى آميزند و نيك درهم مالند . سوّم ، آنكه قرحه به طول مدت يا از رطوبات منتنه به عفونت انجامد . علاج : نخستين ، خربق ابيض و حرف على السويه بسايند و در بينى دمند . و پس از آن ، به سركهء انگورى قرحه را بشويند و مر باريك ساخته ، اندر دمند تا چرك بتمامه پاك شود ، بعده [ يعنى پس از آن ] ادويهء مجفّفه استعمال نمايند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Ulcer ; sore.