[ 524 ]
فصل [ هشتم ] : در عطاس
« 1 » يعنى عطسهء بسيار آمدن . و بدان كه عطسه مر دماغ را ، چون سعال است مر شش را . و سببش يا خارجى است يا داخلى . و اگرچه عطسه به واسطه دفع موذى از دماغ موجب حفظ وى است ، ليكن ازدياد وى باعث آفتها است ؛ لهذا « شارح » مىگويد كه : « ربّما يهيّج رعافا شديدا و ربّما تبلغ فى الحمّيات و ما يشبهها الى حدّ يسقط القوّة » « 2 » ؛ خصوصا در ابتداء زكام و در ابتداى تبها . و كسى را كه نشايد دماغ او گرم شود و كسى را كه در سينه وى ماده بسيار بود و كسى را كه خون از بينى بسيار آيد ، زيانكار است . امّا سه كس را عطسه سود دارد : يكى ، آن را كه در سر بخارى اندك يا بادى يا خلطى خفيف باشد . دوم ، آن را كه در دماغ [ او ] مادهء پخته باشد ؛ لهذا در آخر زكام ستوده است . و اگرچه ماده غليظ و بسيار بود چون پخته باشد و عطسه آيد ، دليل قوت دماغ بود [ و ] از آن است كه نزديك به مرگ عطسه نيايد ؛ زيرا كه دماغ ضعيف شده باشد . سوّم ، زنان را در وقت زادن كه به بيرون آوردن بچه و مشيمه يارى دهد .
علاج : هرگاه عطسه از حد متجاوز شود و مطلوب نبود [ و ] خواهند كه بازدارند ، روغن گل خوشبو و روغن بيد در بينى كشند و آب شيرين نيمگرم بر سر ريزند و روغن نيم گرم در گوشها چكانند و به بناگوش مالند و حسو گرم بياشامند . و بالشى گرم كرده در زير قفا نهند . و دست و پا و چشم و گوش و كام بمالند و بفرمايند تا بر بستر بغلطد و بگردد و تفكر و مشغولى به مهمّات و صبر كردن [ به ] آن و سيب بوئيدن ، در بازداشتن عطسه يارى دهد . و لازم است كه از دود و غبار و جز آن هرچه باعث بر عطسه بود احتراز نمايند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Sneeze ; sneezing ; stemutation.
( 2 ) . ترجمه : « نفيس بن عوض مىگويد : اى بسا عطسه ، رعاف شديدى ايجاد كند و يا در تبها و امثال آن ، تا حدى پيش رود كه توان بيمار را بگيرد » . م .