[ 523 ]
فصل [ هفتم ] : در رضّ « 1 » الانف
يعنى كوفته شدن بينى . و تحقيق اطلاق لفظ رض و انكسار ، در انكسار الاذن مذكور است .
علاج : اگر كوفتگى خفيف بود ، ميل غليظ يعنى آكنده در بينى درآرند و بلندى و پستى [ آن را ] راست كنند و از خارج نيز به دست اصلاح دهند كه هيأت اصلى بازآيد ، پس صبر و مغاث و اقاقيا و مرّ باريك ساخته به لعاب لسان الحمل سرشته و بر كاغذ طلا كرده بر بينى چسبانند . و اگر مرض به شدّت بود و در غضروف بينى شكست راه يافته ، بايد به تعجيل فصد كنند و ماده را از آن جانب مايل سازند تا از ورم ايمنى شود . و بهر حفظ مزاج دماغ ، اطليه و اضمدهء سرد به كار برند بر سر تا مبادا از وجع مقارن ، حرارت در دماغ راه يابد و به سرسام انجامد . و پس از اماله و حفظ مزاج ، بهر تسويهء انف ، آلتى كه مسمّى است به مفتاح الرحم در بينى درآرند و به تدريج بگردانند تا اجزاء بر بينى كه اندرون سو افتاده باشد به جاى بازآيد . و بعد از آن ، چوب باريك بستانند و بالاى وى پارچه بپيچند تا همچو فتيله شود و حجم اين فتيله به مقدار تجويف بينى بايد ، پس اقاقيا و مغاث بر اين طلا نمايند و اندر بينى گذارند . و بعد از درآوردن فتيله ، اجزاء بينى را از بيرون نيز اصلاح دهند به يد . و تا كه نغز شود [ يعنى بهبود يابد ] ، فتيله را نهاده دارند و طلا كه در كوفتگى خفيف گفته شد بر ظاهر بينى نيز استعمال نمايند .
فايده : انسداد بينى زمان طويل به ادخال فتيله مذكوره ، باشد كه به تنگى نفس انجامد و بدان سبب بيمار مضطرّ شود . پس بهتر آن است كه از رصّاص يا مس ، انبوبه سازند يا « اصلريشه » بستانند و بالاى آن انبوبه يا « اصلريشه » پارچه پيچند و ادويهء جبر [ را بر فتيله ] طلا نموده به عمل آرند تا مطلوب هم حاصل شود و هم به واسطهء كاواكى انبوبه و « اصلريشه » نفس بفراغت تواند آمد .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Contusion ; bruise.