تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
وى است ؛ امّا « شارح » - عليه الرحمه - در تطبيق اين دو قول مختلف ، چنان مقرّر ساخته كه تا مزاج عارضى استقرار نيافته ، بر قول « شيخ » عمل بايد كرد و پس از آنكه متمكن و مستقر شود ، تدبير همان است كه « صاحب اسباب » ضبط كرده ؛ كما هو رأى « الرازى » . [ 517 ]

فصل [ سوم ] : در بثور بينى

« 1 » گاه باشد كه اندرون بينى بثره برآيد از فضلهء بلغمى يا سوداوى و به واسطهء حرارت باطن ، آنچه لطيف است تحليل يابد و ما بقى ، غليظ و متحجر شود و نفس را مزاحمت كند . و كذلك ، اندفاع فضول مخاطيّه را . علاج : تنقيهء دماغ كنند به‌حسب ماده ، پس بهر تليين بثور ، موم و روغن بر آن نهند و به آب گرم استنشاق كنند تا مادّه تحليل پذيرد . و اگر به اين‌قدر تحليل نيابد ، شرط زنند به مبضع . [ و ] اگر ممكن بود ، مرهم اكّاله چون مرهم اخضر استعمال نمايند تا بالكليه فانى شود ، بعده [ يعنى پس از آن ] به مرهم اسفيداج مندمل سازند . و بايد كه در علاج اين مرض سستى نكنند كه در اكثر مؤدّى مىگردد به ناصور .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Pustules.