تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
علاج : اگر سوء مزاج ساذج بود ، [ در ] تبديل مزاج كوشند فقط . و اگر مادى باشد ، نخستين تنقيهء ماده كنند [ و ] بعد از آن در تبديل متوجه شوند و چيزى كه بدان تبديل كنند ، اشربه و اغذيه و نطولات و اطليه و شمومات و مانند آن است كه مضادّ سبب بود ؛ « كما هو قانون العلاج » . و در استعمال ادويه ، بيشتر عنايت بر مقدّم دماغ مصروف دارند كه مكان علت است . و بايد دانست كه در نوع يبسى و در تشنّج كه عقب امراض حادّه افتد ، طمع پذيرائى علاج مرفوع است ؛ مگر آنكه مريض طفل بود و آن هم از جملهء نوادر است . فايده : آنچه شارح بر سبيل نظر نوشته [ يعنى اشكال بر ماتن كرده است ] كه سوء مزاج حار يابس سبب تغير و تشويش مىتواند شد نه موجب بطلان ، محّل تامّل است ؛ كما لا يخفى على فطن كيس [ يعنى بر فرد زيرك ، پوشيده نيست ] .