تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
علاج : بعد [ از ] تلطيف خلط و تنقيهء دماغ ، ادويّهء مقطعهء ملطّفه چون شونيز و فوتنج و شحم حنظل و بول شتر در بينى چكانند ؛ مفردا و مجموعة . و ايضا ، به طبيخ ادويهء ملطّفه نطول سازند . و بايد كه هنگام تسعيط ، دهن خود را بيمار به آب پر كند و سر را به سوى پشت نگون سازد و نفس جذب نمايد به حدّ تمام . [ 510 ] قسم ششم : آنكه ريح غليظ در مجراى بينى مسدود شود و مصفات سالم باشد . و علامت اين قسم ، آن است كه چون عليل در بينى دم زند ، نفس به تصديع [ يعنى با سردرد ] برون آيد و يك سوراخ بينى هميشه بند باشد . علاج : نخستين ، تنقيهء دماغ كنند تا ماده كه مولد باد غليظ است مستفرغ شود . پس به فلفل و جندبيدستر عطسه آورند و بر بخار طبيخ كرفس و خردل و كمّون و شيح و نمام و فوتنج و مانند آن هرچه محلّل بود انكباب سازند . و روغن بادام تلخ يا حرمل و قدرى پلپل سفيد آميخته در بينى چكانند . [ 511 ] قسم هفتم : آنكه عارض شود سوء مزاج در مقدم دماغ و در آن دو بطن كه در وى است يمنة و يسر تا واقع گردد سوء مزاج در زايدتين كه آلت بويايى است . و قال « الزارى » : « هذا هو الخشم الحق » [ يعنى خشم واقعى همين است ] . و بايد دانست كه در اين قسم ، كلام متغير نمىشود . [ اكنون ] علامات سوء مزاج اربعه [ را ] به تفصيل بيان كنم : امّا آنچه حار بود و تقدم تدابير حاره بر وى گواهى دهد و در مقدم سر و جبهه دريابد بيمار حرارت : پس اگر مادى است ، رطوبات پخته از دماغ نيز برون آيد . و آنچه بارد بود ، برآمدن رطوبات خام و قليل المقدار از بينى شاهد وى است . پس اگر سوء مزاج [ بارد ] مع الامتلا بود ، در مقدم دماغ گرانى دريابد عليل . و وجه برآمدن رطوبت قليل المقدار در بارد ، ضعف دماغ است از جذب غذا و عدم قدرت وى بر دفع فضول بالكليه [ و ] اين نوع بارد ، كثيرا الوقوع است . و آنچه يابس بود ، عقب امراض حادّهء مجفّفه چون سرسام گرم و مانند آن واقع شود . و آنچه رطب بود ، تدبيرهاى مرطبهء گذشته بر آن گواهى دهد و آثار رطوبت جاليه شاهد بود ؛ ساذج باشد يا مادى ؛ ليكن ساذج رطوبت ، به غايت نادر الوقوع است .
هامش
- آيا بيمار از درون بينى حرف مىزند يا خير ؟ اگر چنين بود ، پس بيمارى در مجرى است نه در مغز او . اما اگر سخن گفتن بر حالت عادى بود ، پس بيمارى يا در مصفات است يا در مغز » . م .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 353 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى