شديد ، علاجش متعسر ؛ خاصّه اگر زرداب بدبو از وى سايل شود . و اين فزونى ، گاه باشد كه بدان حد رسد كه قصبهء بينى پر شود . و گاه بدان درجه گرايد از اطالت كه از بينى و حنك برونسو آيد . و در اين هنگام ، وى را علق نامند .
علاج : نخستين ، رگ زنند و بر مواضع مناسبه حجامت كنند . و بهر اسهال ، حبّ ايارج دهند . و پس از تنقيه ، از زنجار و اشنان قضارين و مرّ كه هر سه مساوى بود مرهم سازند و فتيلهيى بدان آلوده در بينى درآرند ؛ امّا قبل از تنقيه ، استعمال ادوّيه حاره بر آن موجب افزونى علّت است ؛ « لانجذاب المادة اليها » . پس اگر از همين تدبير فزونى منقلع شد و بالكل فانى گشت ، فهو المراد و الّا دواء تيزتر به كار برند ؛ مثلا توبال نحاس و قلقديس و زرنيخ احمر با سركه آميزند و فتيله آلوده بر فزونى نهند و كار آهن مىكند .
اگر امر به غايت صعب بود و ازين دوا نيز بهبودى حاصل نشود ، دستكارى كنند . و دستكارى ، بر دو نهج است : يكى ، آنكه فزونى مذكور را بخراشند . دوم ، آنكه قطع نمايند به آهن :
امّا طريق خراشيدنش بر دو وجه است : يكى آنكه به آلتى انبوبه مانند كه مخصوص به اين كار است و جراحان مىدانند ، همىخراشند تا متقرّح شود . دوم ، آنكه از موى اسب رشتهيى بافند ذو العقود يعنى گرهدار و سر اين رشته در بينى درآورند به آلت سربى كه مهّيا به اين كار است و از حنك برون آرند ، پس اين رشته را همىگردانند مانند منشار تا به سبب مرور عقود رشته ، گوشت زايد بتمامه متقرّح شود . و بعد از آنكه اين فزونى دور شود ، به آلت انبوبه مانند يا به اين رشته هر چونكه باشد ، مرهم زنگار استعمال نمايند تا آنچه گوشت زايد باقى بود بالكل فانى شود . و پس از آن ، مرهم اسفيداج به كار برند تا مندمل گردد .
امّا طريق قطع به آهن ، آن است كه بيمار بر كرسى نشيند مقابل آفتاب ، و جرّاح ، سوراخ بينى وى از دست چپ بگشايد و از دست راست به كارد باريك تيزى گوشت افزونى را ببرد هر قدر كه تواند بريد و در قطع مبالغه كند تا گوشت زايد هيچ نماند . و اگر در عمق بينى چيزى از آن گوشت زايد باقى باشد ، رشتهء شعريه مذكوره به عمل آرد تا ما بقى منقطع گردد .
پس از انقلاع ، ادويهء اكالهء مجفّفه به كار برند . و طريقش آن است كه انبوبهء رصاص با
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 350
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٣٥٠