تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
[ 494 ]

فصل : [ چهارم ] : در انفجار و برآمدن خون از گوش

اين ، بر سه قسم است : يكى ، آنكه بر سبيل بحران باشد ؛ مانند رعاف . و علامتش آن است كه در روزهاى بحران افتد و در مرض خفت پديد آيد از برآمدن . و بايد دانست كه در اين قسم بحرانى ، واجب است كه تا عليل ضعيف نشود و خوف غشى پديد نيايد ، بند نكنند تا مودى به آفت عظيم نگردد . دوم ، آنكه رگى از اندرون گوش بشكافد يا دهن رگ بگشايد به واسطهء امتلاء شديد يا رسيدن صدمه و ضربه قويه . سوّم آنكه حيهء زرّاقه بگزد ؛ زيرا كه از خواص اين مار است كه چون بگزد ، از همهء مسامّ و منافذ خون روان شود . علاج : آنجا كه امتلا سبب بود ، نخستين فصد كنند اگر مانعى نباشد . و آنجا كه صدمه يا ضربه موجب باشد ، و مشاهده واجب كند ايضا فصد نمايند و به‌حسب تقاضاى حال ، خون برون آرند . و آنجا كه لسع الحية سبب بود ، نخستين در ازالهء مضرّت لسع كوشند و در جملهء انواع پس از منع سبب بهر حبس خون چيزهاى قابض الدّم در گوش چكانند مع مراعات حرارت و برودت مزاج ؛ مثلا اگر تب باشد و حرارت بود ، مازو را در سركه بجوشانند و اندكى كافور در آن سركه آميخته بچكانند و آب لسان الحمل و آب خرفه كه ماميثا و اقاقيا در وى يار [ يعنى مخلوط ] كنند همين عمل كند . و ايضا انار صحيح را كه ميخوش بود در سركه بجوشانند و چون پخته شود ، آن را بيفشرند و آب وى بستانند و چند قطره بچكانند تا [ خون را ] بازدارد . و اگر در مزاج حرارت نباشد ، آب گندنا همراه سركه بجوشانند و بچكانند . و اگر معتدل خواهند ، اندكى كافور در اين آب گندنا بيفزايند . « و لا يخفى أنّ ماء الكرّاث يحبس الدّم ؛ لأنّه من الكاويات » « 1 » .
هامش
( 1 ) . ترجمه : مخفى نماند آب كرّاث به جهت اينكه از ادويهء كاوى مىباشد خون را حبس مىكند . م .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 340 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى