تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
[ 496 ]

فصل [ ششم ] : در انقلاع الاذن

يعنى برآمدن گوش از بيخ . و اين را سه سبب است : يكى ، جذب قوى . دوم ، ورم ضاغط . سوم ، ريح ضاغط . علاج : فصد كنند و مسهل دهند و پس از آن گوش را بر جاى وى برند به آهستگى و به رفاده و عصابه بربندند و تا سه روز نگشايند تا كه مستحكم بود . و اگر پس از ردّ و استحكام ، الم باقى باشد ، براى سكون حرارت و نرمى عضو اين قيروطى بمالند تا درد زايل گردد و پيهء بط بستانند و بگذارند و به آب برگ خطمى و برگ اسبغول و آب جرادهء كدو درهم مالند ؛ چنان‌چه متعارف است . [ 497 ]

فصل [ هفتم ] : در اورام بيخ گوش

اين ورم ، ردى است ؛ بهر آنكه واقع شده است در عضو رخو غددى كه به سرعت قبول فساد مىنمايد و شديد الحس است و به دماغ متصّل ؛ لهذا در اكثر مودّى مىشود به سرسام و اختلاط عقل و باشد كه از شدّت الم به هلاكت انجامد . و همچنين است حكم جراحات كه در اين موضع افتد . و اسلم‌ترين اورام كه در اين جايگاه واقع شود ، آن است كه بر سبيل بحران نيك افتد . علامات در دموى ، سرخى و گرانى [ و ] وجع متمدد و لازم است . و در صفراوى ، وجع و لذع و سوزش و عدم گرانى . و در بلغمى ، نرمى ورم و گرانى و قلت حمرت . و در سوداوى ، صلابت ورم و قلت وجع . علاج : در جميع اقسام ، نخستين تنقيهء بدن كنند به‌حسب واجب به اسهال و فصد . و بعد از تنقيه ، چيزهاى مرخى دردنشان كه حار رطب بود ضماد سازند ؛ اگرچه در ابتدا