تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
بود . و از آنچه بارد و رادع باشد احتراز نمايند ؛ بخلاف اورام كه در جايگاه ديگر افتد كه علاج وى در ابتداء ردع است ؛ بهر آنكه بن گوش ، محلى است كه فضلهء دماغ بدين‌جا مىريزد پس اگر روادع به كار برند ، خوف است كه آن فضله به سوى دماغ كه عضو رئيس است بازپس گردد . و آنچه ضماد در اينجا كنند ، آرد شبت و بابونه و تخم كتان است كه با روغن گل و شمع بسرشند و نيم‌گرم ضماد سازند و برگ كرنب [ كه ] با روغن زرد پخته [ باشد نيز ] همين عمل دارد . و در آماس بحرانى ، در جذب ماده كوشند تا مادهء آنجا بيشتر منجذب شود به هر حيله كه ممكن باشد ؛ از « محجمه » برنهادن و مزيدن [ يعنى مكيدن محجمه ] و اضمدهء محلّله به كار داشتن . و آنچه از اوّل با درد سخت باشد ، خرقه به آب خوش نيم‌گرم تر كنند برنهند ، درد ساكن كند . و هرگاه معلوم شود كه آماس ريم خواهد كرد و تحليل نخواهد پذيرفت ، داروهاى پزاننده برنهند . اما اگر آماس سوداوى بود ، در ابتدا چيزهايى سرد چون مرهم كافورى و آب عنب الثعلب استعمال توان نمود تا آماس زياده نشود و رخصت به استعمال باردات در اين ورم بهر آن است كه مادهء سودا غليظ است [ و لذا ] به زودى ردع نمىيابد و به سبب باردات ازدياد هم نگيرد .