علاج : از استعمال رادعات احتراز كنند . و ماده را به موضع ورم منجذب سازد ؛ اگر چه به وضع محاجم بود . و پس از دو روز ، برگ كرنب در روغن زرد كه كهنه بود پخته بر ورم ضماد سازند تا تحليل كند . و اگر از ابتدا درد سخت بود ، خرقه در آب شيرين نيمگرم تر كنند و برنهند . و اگر به شدت بود ، نمك گرم كرده برنهند .
دوم : آنكه ورم داخل ثقبه افتد و به سبب مجاورت ، عصبهء سمع نيز متورم شود . و اين نوع تا كه به تفتيح گرايد به صعوبت مىباشد و شديد الخطر است و وجع مفرط واجب مىكند به حدى كه از كثرت درد غشى و اختلاط عقل مىآرد . و بسيار باشد كه به سرسام انجامد و گاه باشد كه در هفت روز هلاك سازد ؛ خاصه اگر مريض جوان بود .
و علامت اين نوع كه اندرون ثقبه باشد آن است كه سمع گران شود و در شنيدن فتور افتد و متصّل به قعر گوش درد به شدت باشد [ و ] وقتا بعد وقت دريابد مريض صوتى منقطع . و باشد كه به واسطهء ضعف دماغ و ضعف ماسكه از ساير اعضاى سر اشك سايل شود و از بينى رطوبت برآيد . و بايد دانست كه درين نوع ، تب لازم مىباشد ؛ بخلاف آن ورم كه خارج ثقبه بود و درد نمىباشد ؛ مگر حمّى يوم .
علاج : فصد كنند و طبع را ملايم سازند و شياف ابيض در گوش چكانند و نرد « 1 » [ كه ] تركيبى است مشهور و از تركيبات « حنين ابن اسحق » است طلا نمايند به آب گشنيز و آب عنب الثعلب و آب كاسنى يار [ يعنى مخلوط ] نموده . و شير از پستان در گوش دوشند . و اين همه تدابير ، بهر تسكين وجع است ؛ پس اگر تسكين يافت ، فهو المراد ؛ و گرنه لعابات منضجه چون لعاب تخم كتان و مانند آن در گوش چكانند تا كه منفتح شود و ريم برآيد و درد زايل گردد .
فايده : ورم گرم ، يا خونى است يا صفراوى . و علامات هريك به سبب وى شاهد است ؛ چنانچه بارها ذكر يافته .
نوع دوم : در وجع الاذن كه از ورم بارد افتد . و اين ورم يا در اجزاء خارجيهء گوش مىباشد يا در صماخ يا هم در خارج و هم در صماخ . و هر چونكه باشد ، عصبهء سمع را از
هامش
( 1 ) . صفت نرد : صندلين ، ماميثا ، گل ارمنى ، حضض ، اسفيداج ، بوش دربندى ، بزر هندباء ، طباشير و كافور ، جمله [ را كه ] ده داروست ، از هريك قدرى مناسب بگيرند و با بعضى عصارات بارده بسرشند و بنادق سازند بر شكل نرد ؛ يعنى سرباريك و بيخ آكنده بود . و بايد كه پيش پهلو سازند [ يعنى در كنار خود نهند ] تا عند الحاجت ، به زودى سائيده شود بر سنگ .