[ 463 ] قسم چهارم : در وجع الاذن كه سببش سوء مزاج حار ساذج يا صفراوى باشد .
و علامتش آن است كه روى و سر گرم باشد و صداع پديد آيد . و به هواى بارد استراحت شود . پس اگر ساذج است ، گرانى هيج نباشد و اگر مادى است ، گرانى باشد امّا خفيف للطافة الصّفرا . و حرقت در اين نوع نسبت به دموى بيشتر مىبود و گرانى كمتر .
علاج : مليّنات بطن دهند و شياف ابيض و روغنهاى سرد در گوش چكانند و ماميثا و آرد جو و صندل و كافور به آب گشنيز تر و كاهو ضماد نمايند .
[ 464 ] فايده : تليين بطن در صفراوى ، جهت اماله و دفع ماده است ؛ امّا در ساذج ، بهر آن است كه تا ماده را به سوى سر متوجه شدن ندهد و بدان سبب از حدوث ورم محفوظ ماند .
[ 465 ] قسم پنجم : در وجع الاذن كه سببش سوء مزاج بارد ساذج يا بلغمى بود . و علامتش آن است كه تقدم تدابير مبرّد گواهى دهد و با درد گوش سوزش نباشد و حمرت نبود و از چيزهاى گرم ، خاصه اگر گرم بالفعل باشند ، انتفاع حاصل آيد . پس اگر مادى است ، گرانى پيدا باشد در سر و گوش و خواب بسيار آيد و سوراخ بينى تر بود .
علاج : در مادى ، تنقيهء دماغ كنند به حبّها و ايارهها . و پس از تنقيه ، روغنهاى گرم چون روغن ترب و قسط و ناردين و زنبق در گوش چكانند . و به چيزهاى محلّل چون ايارجات و طبيخ بابونه و شبت و مرزنگوش و عاقرقرحا تكميد نمايند . و در ساذج ، احتياج به تنقيه و وضع محلّلات نيست [ و ] مسخّنات و معدّلات كفايت كند .
[ 466 ] فايده : روغن زنبق آن است كه روغن كنجد را به ياسمين ابيض ترطيب كنند .
[ 467 ] قسم ششم : در وجع الاذن كه سببش ورم گوش بود . و اين ، بر دو نوع است : يكى ، آنكه ورم گرم بود . دوم ، آنكه سرد باشد .
نوع اوّل : در وجع الاذن كه از ورم گرم افتد . و علامت وى آن است كه درد و ضربان به شدّت باشد . و سر و جبهه گران بود . و تمدد و لهيب رنجه دارد . و روى سرخ باشد . و اين ورم ، بر دوگونه است :
يكى ، آنكه در ثقبه و در اعضاى خارج از ثقبه بود . و اين ورم ، به حس درمىآيد . و از آنكه از دماغ و اعصاب ذكية الحس بعيد است ، وجع به شدت نمىباشد . و عند الانفجار ورم ، عصبهء سمع از انهتاك [ يعنى دريدگى ] محفوظ مىماند . و به همين دو فايده ، اين نوع خطر كثير ندارد .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٣٢٧