تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
تبريد معده و منع تصاعد ابخره ، شربتى كه از خشخاش و تخم كاهو و گشنيز خشك ساخته باشند بنوشند . و براى تبريد عضو مؤوف و ردع ابخره ، روغن گل در سه چند سركه بپزند تا كه روغن بماند ، پس در گوش چكانند . و آنجا كه [ هم ] درد به شدت باشد و هم تشنّج و غشى و اختلاط ذهن بود ، بايد كه افيون در شير حل كرده بچكانند و از خارج ، صندل و ماميثا در گلاب و آب گشنيز تر و آب كاهو سائيده طلا نمايند . [ 459 ] فايده : بر تقطير افيون و شير التزام نكنند كه دوام وى گرانى گوش مىآرد . و ايضا ، افيون در روغن گل حل كرده به كار نبرند ؛ زيرا كه به سبب غلظت دهن ، بعيد نيست كه افيون در موضعى بچسبد و بدان سبب درد بيشتر گردد ؛ بخلاف شير كه در وى مائيت جاليهء غساليه است و نسبت به دهن ، شديد التسكين است به واسطهء كثرت ارخاء . دوم : آنكه مشى در ايام گرما اتفاق افتد و بدان سبب رطوبات دماغ گرم شوند و ابخره از آنها جدا گردند . و چون اجزاء ناريه از آن ابخره رو به انفصال آرد ، بخارات مذكوره مستحيل به رياح گردند و در گوش ساكن گردند . و علامتش آن است كه در هر دو گوش و در هر دو چشم و در روى لهيب و حرارت دريابد بيمار و سوراخ‌هاى بينى خشك شود . و كرب و بىقرارى و عطش پيدا باشد . و چون به آب سرد مضمضه كنند ، در اعراض [ آن ] خفت پديد آيد ؛ به خلاف آنكه سببش در معده بود كه تا آب سرد ننوشند ، تخفيف حاصل نمىشود و تخفيف درين نوع ، بهر آن است كه حرارت در اعضاى سر محصور است فقط ، و ايضا ، تقدم [ تماس با بادهاى ] سمايم شاهد وى است . علاج : روغن گل در سه چند سركه پخته به كار برند و بچكانند و خرقه‌هاى سرد كرده بر گوش گذارند و در ترطيب و تبريد دماغ كوشند و به اطليه و نطولات و مروخات و غير آن ؛ چنانچه در صداع احتراقى ضبط يافته . سوّم : آنكه ملاقات آب گرم يا آب چشمه‌هاى گرم بر گوش سبب احداث رياح حارّه شود . و وجه حدوث رياح از انصباب آب‌هاى مذكوره بر گوش يا از غوطه زدن در آن آب‌ها همان است كه در ملاقات سمايم گفته شد ؛ خصوصا آب‌هاى چشمه‌هاى گرم كه مياه حمات گويند ؛ چون كبريتى و نطرونى و ملحى ، به غايت سر را گرم مىكند و حرارت فعليه [ هم ] وى را در احداث رياح معاونت مىدهد . و علامتش آن است كه تقدم سبب گواهى دهد و سر سبك باشد و در گوش‌هاى وى و سر ، گرمى به شدت بود و مؤخر سر يا
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 324 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى