[ 452 ]
فصل [ شصتم ] : در غرب
بايد دانست هرگاه در گوشهء چشم كه به جانب بينى است ورم عارض شود پس ناصور گردد ، اين ناصور را غرب گويند . و ماده كه در اين موضع جمع شود ، مختلف الاحوالست :
گاه باشد كه به سوى بينى بگشايد و از منفذى كه ميان چشم و بينى است ريم از راه بينى برون آيد . و گاه باشد كه در پوست پلك بگشايد و غضروف پلك را تباه كند و هروقت كه انگشت بر پلك مالند ، ريم بيرون آيد . و بسيار باشد كه استخوان را اندر زير گوشت تباه كند و بپوشاند . و نوعى است از غرب كه سر نكند و با درد بود و به مشاركت آن چشم پيوسته دردمند باشد . و گاه باشد كه از امتلاء دايمى مدّه ، فساد در چشم نيز پديد آيد .
علاج : نخست ، رگ قيفال زنند مسهل دهند و بدن و دماغ را پاك سازند و تلطيف غذا نمايند ؛ چنانچه قاعدهء علاج قروح است و پس از تنقيهء بدن ، شياف غرب « 1 » بچكانند . و بايد كه قبل از استعمال شياف ، ناصور را از ريم و گوشت فاسد پاك سازند ؛ مثلا ريم را به پنبهء كهنه بردارند و گوشت فاسد را قطع « 2 » نمايند .
هرگاه از اين تدبير نيز سود حاصل نشود ، داغ « 3 » بايد داد .
هامش
( 1 ) . صفت شياف غرب : صبر ، كندر ، انزروت ، دم الاخوين ، جلنار ، كحل شبّ يمانى ، از هريك يك حصه ؛ زنگار ، ربع حصّه ، جمله [ را كه ] هفت دارو است كوفته و بيخته ، شياف سازند و وقت حاجت در آب حل كرده [ و ] سه قطره بچكانند . و در [ فاصلهء ] هر اندك مدّت صالح [ كه مناسب ديدند ] همينسان مىچكانند تا كه مطلوب حاصل شود .
( 2 ) . قطع ، بر دو گونه است : يكى به آهن . دوم ، به دوا . آنجا كه غاير نبود و از پلكها جدا باشد گوشت فاسد ، قطع به آهن كنند . و آنجا كه غاير بود و به پلك متّصل باشد ، بهر قطع ، مرهم زنجار استعمال نمايند . و ظاهر است كه اگر ريم و گوشت فاسد جدا ناساخته شياف غرب به كار برند ، هيچ سود ندهد .
( 3 ) . طريق داغ ، اين است كه بگيرند آلت داغ كه خرد و مدور الراس باشد و آن را در آتش سرخ كنند و بر لحم فاسد گذارند به دفعات تا كه گوشت فاسد بتمامه سوخته شود و ريم و رطوبت و سخه خشك گردد . و واجب است كه هنگام داغ ، خمير در برف سرد كرده يا خرقهء سرد كرده -