تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤

[ 446 ] فصل [ پنجاه و چهارم ] : در ثولول « 1 » كه بر پلك افتد .

و سبب آن ، خلط سرد سوداوى است . علاج : تن از خلط سودا پاك كنند و درد زيت به سختى بمالند و بر ثولول چندان‌كه ممكن شود شونيز و نمك بسايند و به سركه سرشته طلا نمايند . و اگر بدين علاج تحليل نپذيرد ، آن را به منقاش يعنى موچينه برگيرند و به ناخن بردارند [ و ] اگر خون آمدن گيرد ، لختى بگذارند تا برود . پس آن جراحت را به زاك [ يعنى زاج ] بگيرند تا خون بازايستد .

[ 447 ] فصل [ پنجاه و پنجم ] : در شرى « 2 » كه در پلك پديد آيد .

و علامت وى آن است كه پلك بخارد و چون بخارند آماس گيرد و بدان ماند كه زنبور يا غير آن حيوانى ديگر گزيده است . و سبب اين علت ، غلبه خون است يا غلبه صفرا . علاج : رگ زنند و به مطبوخ هليله و تمر هندى و مانند آن طبع را ملايم كنند و اصلاح غذا نمايند و چشم را به آب‌غوره بشويند و شادانهء عدسى بكشند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Warts( 2 ) . قاموس القانون :. Urticaria ; nettle rash