[ 440 ]
فصل [ چهل و هشتم ] : در شعيره « 1 »
آن ، ورمى است دراز ، مشابه به شكل شعير [ يعنى جو ] كه در كنارهء پلك حادث شود .
و اين ، بر دوگونه است : يكى ، آنكه همرنگ پلك بوده . و ماده وى ، فضلهء غليظ محترق دموى است . دوم ، آنكه رنگش سرخ بود و نرم باشد و اين را عروس خوانند . [ و ] ماده وى ، در اكثر خون خالص است .
علاج : فصد كنند و تنقيهء دماغ نمايند و گرسنگى كشند و تقليل غذا نمايند . و از شبخوارى بازمانند . و در ابتدا ، صبر و حضض و ماميثا و گل ارمنى با آب كاسنى يار [ يعنى مخلوط ] نموده طلا سازند . و چون از ابتدا درگذرد ، شمع گرم و داخليون استعمال نمايند . و اين علاج ، در هر دو نوع مشترك است .
امّا نوع اول ، باشد كه به اين تدبير زايل نشود و محتاج به دستكارى گردد . و دستكارى ، اينچنان باشد كه شعيره را از بيخ بركنند و به ناخن يا به مقراض بردارند . و بايد كه خون وى را تا يك ساعت بند نكنند [ و ] بعده [ يعنى پس از آن ] ذرور اصفر بر آن بمالند تا كه مندمل شود .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Stye ; hordeolum