تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
اكمل رسد ، و دمعه و انتشار الاهداب حادث شود و اشفار را متقرّح گرداند ، بايد كه پس از تنقيه و التزام پرهيز ، اكتحال نمايند به شياف و يزج و احمر لين و ابيض [ كه ] مجموعا شيافات مذكوره در آب باديان سائيده و استعمال بايد نمود . و حكم به جميع شيافات مزبوره ، بهر آن است كه به واسطهء حصول اعتدال ، حدّت ماده نيفزايد و باوجود آن تحليل نيز يابد . [ 438 ]

فصل [ چهل و هفتم ] : در قمل الاجفان « 1 »

يعنى شپش كه در مژگان افتد . و اين ، بر سه‌گونه است : يكى ، آنكه سخت خرد و سپيد باشد و در بن مژگان پديد آيد و اين را به تازى صيبان گويند . دوم ، بزرگ باشد و رنگ او به سمرت [ يعنى گندم گونى ] مايل بود يا اغبر [ يعنى تيره ] باشد و اين را قمقام گويند . و بعضى برآنند كه آنكه پاىهاى بسيار داشته باشد وى را قمقام گويند و گرنه قمل خوانند و نزد اين قايل ، در قمقام و قمل فرق است . سوّم ، آنكه مادهء وى غليظتر و بيشتر باشد و پاىهاى وى پديد بود و آن را قره گويند . بالجمله ، ماده اين مرض ، رطوبت عفنهء بلغمى است كه پس از نضج ، طبيعت وى را به ناحيهء جلد و به سوى اصل موى دفع كند به واسطهء مكروه داشتن طبيعت عفونت و وسخيّت آن ماده را « و لا يخفى أنّ اصول الشعر مواضع معدّة لقبول الفضول التى منها يغتذى الشّعر » « 2 » . بايد دانست كه به جز ماده بلغمى ، خلطى ديگر صلاحيت آن ندارد كه از وى قمل تولّد كند ؛ زيرا كه صفرا شديد الحرارت است و طعم تلخ دارد و اين كيفيّت ، مضاد مزاج قملى است . و از آن است كه اشياء تلخ كشندهء وى است و سوداء ، بالطبع مضاد مزاج حيات [ اوست ] ؛ لانها بارد يابس . و خون ، مضنون به است نزد طبيعت « 3 » .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Pediculus blpharitis ; lice of the eyelids( 2 ) . ترجمه : « پنهان نماند كه بيخ موها محلى است كه [ توسط طبيعت ] آماده شده است براى دفع فضولات بدن كه موها هم از همين‌ها تغذيه مىكنند [ به شرط اينكه در حدى از ردائت نباشند كه مفيد تغذيه مو هم نباشد ] » . م . ( 3 ) . منظور از اين تعبير ، آن است كه خون براى طبيعت داراى ارزشى ويژه است و طبيعت به