تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
مزيدن [ يعنى مكيدن ] و آن را كه سرد مزاج باشد ، مصطكى و قرنفل مىبايد خائيد و جوزبوا اندر دهان داشتن و مزيدن و عنبر بوئيدن . از پس اين ، تدابير ، علاج [ او ] دستكارى است . و دستكارى اندر اين علت ، پنج‌گونه باشد : يكى ، دارو كشيدن . دوم ، موى فزونى را با موىهاى طبيعى چسبانيدن . سوّم ، داغ دادن . چهارم ، دوختن . پنجم ، تشمير كردن . امّا داروها ، كشيدن چيزها است كه تيز باشد و منقّى پلك بود ؛ چون باسليقون و روشنائى و شياف اخضر و احمر حادّ . [ 428 ] امّا چسبانيدن موى فزونى با موى طبيعى ، چنان است كه به چيزى لازق [ يعنى چسبناك ] موى طبيعى و فزونى را آلوده كنند و هر دو را برهم رويانند به انگشت و چندان نگهدارند كه برهم سخت شود و لازق [ هم خودبه‌خود ] خشك گردد . و عمل التزاق [ را ] وقتى توان كرد كه موى فزونى از پنج عدد بيش نباشد ؛ بلكه كمتر از پنج عدد بود . و چيزى كه به وى التزاق توان كرد ، صمغ است و كتيرا حل كرده و عسل دبق « 1 » [ نيز ] همين حكم دارد بلكه از همه قوىتر است . و به مصطكى گداخته و به راتينج نيز التزاق توان كرد . امّا داغ كردن بن موى : چنان است كه پلك را برون‌سو [ يعنى به سوى بيرون ] گردانند و موى را بركنند و آلتى سوزن مانند كه مخصوص به اين كار است سرخ نمايند و بن موى را داغ كنند و هر نوبت بيش از دو مو نه بركنند ؛ بلكه اگر يك مو بركنند و داغ دهند و بگذارند تا نغز شود [ يعنى بهبود يابد ] پس موى ديگر بركنند و همين‌سان داغ كنند ، صواب باشد . و امر به انقلاب پلك بهر آن است كه چشم از گرمى آلت داغ محفوظ ماند ؛ لهذا بعضى برآنند كه عند الكّى اين موىها ، عجين مبرود يعنى خمير سرد كرده در چشم پر كنند تا مضرت داغ بر چشم نرسد . پس از داغ ، سپيدهء بيضه با روغن گل برنهند بر موضع داغ . و تا اثر داغ و رنج آن زايل نشود ، داغ ديگر نكنند . از نيكوترين تدابير كه بعد از نتف به كار برند و از داغ مستغنى سازد ، آن است كه موى فزونى را بركنند و جايگاه او [ را ] با نوشادر بخارند . و ايضا ، خون ضفدع سبز بحرى و
هامش
( 1 ) . دبق ، حبّى است چون حبّ الآس و در وى عسلى است به غايت لزج .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 294 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى