تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
صواب آن است كه وى را بگذارند و به آهن و ادويهء حادّه متعرض نگردند ؛ زيرا كه در قطع وى ، بيش از تعذيب [ يعنى آزار بيمار ] ، فايده ديگر متصّور نيست ؛ بهر آنكه كيس مخصوص ندارد تا بالاستقصا توان برآورد . و [ نيز ] از آنكه قدرى باقى مىماند از خمير وى [ و لذا ] ثانيا عود مىكند و باشد كه محدث ورم عظيم شود . و بعضى اطبّا تجويز كرده‌اند كه پس از تنقيهء تام و قطع مادهء علت ، به‌حسب مرام ، عقده را به « مقراض » بردارند و زمانى شايسته خون را بند نكنند تا به عضوى ديگر ميل نكند و هم پلك از ورم ايمن باشد . سوّم ، آنكه در سطح جلد منبسط باشد و آن را رگ‌ها باشد متشبّث به عضو و رنگ وى يا چون رنگ توت سرخ باشد يا چون رنگ بادنجان . علاج : در هر اندك مدّت استفراغ لازم دارند تا ماده كثرت نگيرد و از اطعمهء غليظه احتراز واجب شمارند . و به [ هيچ ] وجه من الوجوه در علاج اين به آهن متعرّض نگردند ؛ زيرا كه استيصال وى متعذر است و ايضا قبول التحام نمىكند براى خباثت و ردائت ماده ؛ مانند سرطان متقرّح ؛ پس واجب آمد كه دست از دستكارى باز دارند تا به آفت قوىتر از عقده نانجامد .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 292 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى