تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
آنجا كه بدستكارى حاجت آيد ، بهر عدم نفع تدابير مذكور ، بايد كه : وسط موضع رطوبت را بشكافند در عرض ، و غور اين شق [ را ] بدان مقدار بايد كه به شحمه رسد . و احتياط نمايند تا مبادا كه شق از شحمه تجاوز نمايد و به آفات قويه انجامد . پس چون شق به مقدار بايست كرده شود و شحمه پديد آيد ، آن را به خرقهء كتّان بگيرند تا از دست نلغزد ، پس به آهستگى به راستا و چپا به سوى بالا همى جنبانند تا كه بتمامه برون آيد . و بعد از استيصال ، خرقه در سركه و گلاب تر كرده در موضع شقّ گذارند . و آنجا كه شحمه مستوصل نشده باشد و قدرى باقى باشد ، بايد كه نمك سائيده بر وى ريزند تا ما بقى را بخورد ؛ زيرا كه اگر چيزى باقى باشد از شحمه و برآورده نشود ، ضرر وى سخت‌تر از شرناق باشد ؛ زيرا كه حادث مىكند وجع شديد و ورم حارّ آن بقيه [ هم ] سختى [ و سفتى ] مىپذيرد و چشم را از گشادن مانع مىآيد . و بايد دانست كه دستكارى اگرچه به نهجى [ يعنى به‌گونه‌اى ] كه بايد به‌جا آورده شود ليكن از آنكه شحمه كه جزو پلك است بر آورده مىشود ، خشكى در پلك عارض مىگردد [ و ] به نوعى كه بايد منطبق نمىشود . [ 425 ] فايده : در هر مرضى كه عارضه [ يى ] كه مانع از علاج آن مرض باشد پديد آيد ، نخستين در زوال آن عارضه كوشند و اين قانون در همه جا در كار است .
هامش
- درمان كنند و با طلاء محلّل و ذرور اغبر آن را درمان كردند كه بهبودى كامل حاصل نمود » . م .