تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
شى از مقدار خود خردتر مىنمايد . و فرق در آنكه دقت بصر از ضيق ثقبهء عنبيه است يا از ضيق عصبه ، آن است كه [ اگر ] دقت به سبب ضيق ثقبه باشد ، در وى هر چيز به مقدار خود مىنمايد ؛ زيرا كه روح باصره در ثقبه به سبب ضيق مكان هرچند كثيف و قليل الحجم است ؛ ليكن پس از منتقل شدن به موضع التقاء العصبتين كه مجمع النور است ، بر مقدار طبيعى بازمىآيد بسلامت العصبه و هر چيز به مقدار خود مىنمايد . علاج : اگر سبب ضغطهء عصبه [ از ] يبوست باشد كه متشنّج و منضغط سازد عصبه را و تجويف وى مسدود شود به سدّهء ناقصه ، در ترطيب كوشند . و اگر سبب ضغطه رطوبت بود ، در تجفيف و نشف و تنقيه متوجه گردند . و عام است كه رطوبت مذكور محدث ورم شود يا نه . و هر چونكه باشد : اگر ماده رطوبى بلاورم است ، واجب مىكند استرخا در عصب و بدان سبب بعض اجزاء وى بر بعض منطبق مىگردد به حيثى كه مجراى عصب بالكل مسدود نشود ؛ زيرا كه اگر بتمامه مسدود شود ، واجب مىسازد عمى ؛ چنانچه در آخر نزول الماء گفته شد . و اگر رطوبت مورّمه بود ، تورم اجزاء عصب يا اعضاء مجاوره احداث ضيق در مجراى عصب مىنمايد . [ 405 ] دهم ، آنكه خرد بزرگ نمايد از مسافتى كه نه به غايت قريب بود و نه به غايت بعيد باشد ؛ زيرا كه اگر مبصر به غايت قريب بصر بود ، همه‌كس را بزرگ مىنمايد ؛ چنانچه انگشترى كه نزديك به چشم آرند ، چنان وسيع معلوم مىشود كه دست برنجن [ يعنى دست‌بند ] است . و سبب كبير نمودن چيزى صغير از مسافت متوسط ، آن است كه جسم رطب غليظ شفاف چون آب و بلور و زجاج صاف حايل شود ما بين بصر و مبصرات و بدان سبب نور چشم منعطف شود و در حجم آن جسم و به واسطهء انعطاف نور و قوت پذيرفتن از اجتماع انعطافى ، هر شى بزرگ مىنمايد . و از آن است كه ستاره‌ها در ايام سرما براى غلظت هوا بزرگ مىنمايند . و دراهم در قعر آب و خطوط زير بلور صافى ، كلان محسوس مىشوند . و لهذا در ضعف بصر ، توسل به عينك گرفته‌اند . علاج : بهر تنقيهء معده و سر ، ايارجات دهند تا رطوبات كه باعث مرض است زايل شود . و پس از آن ، براى پاكى طبقات چشم ، اكحال مدمعه چون باسليقون و مانند آن در چشم كشند تا جسم حايلهء بخاريه بتمامه تحليل يابد . [ 406 ] يازدهم ، آنكه از مكان بعيد كه در ايام صحت از آن مسافت باصره كما ينبغى مىديد ،