[ 408 ]
فصل [ بيست و هشتم ] : در ذهاب بصر « 1 » در مطامير و حبوس مظلمه
ذهاب ، رفتن است و مطامير ، حفرهها كه طعام در وى پنهان كنند . و اين علت بر دو قسم است :
يكى ، آنكه در موضع تاريك زمانى ممتد آدمى نشيند و به روشنائى ننگرد و بدان سبب ، بخارات غليظ و رطوبات كه در روشنائى متفرق مىشدند و به تحليل مىرفتند به تحليل نروند . و بالضرور به واسطهء انتفاء سبب ملطّف محلّل ، بصر كثيف شود و نور غليظ شود . و ايضا ، براى اجتماع رطوبات غليظه و غلظ رطوبات اصليه و تكاثف طبقات ، مجارى نور مسدود شود . و گاه باشد كه به اجتماع فضول ، رطوبت بيضيه غليظ و مكدّر و سياه گردد و منع بصر نمايد .
دوم ، آنكه شخصى زمانى طويل در جاى تاريك نشيند و از آنجا كه يكبارگى در روشنايى برون آيد و بدان سبب نور چشم كه جوياى روشنائى است به قوت مندفع شود تا به نور خارج بياميزد ؛ پس به واسطهء قوت اندفاع نور ، ثقبه متسع گردد و چون در ثقبه اتساع افتد ، نور منتشر شود . و ايضا ، روشنائى آفتاب سلب مىكند نور بصر را كه ضعف باشد ؛ چنانچه سلب مىنمايد نور چراغ را به واسطهء قلت و ضعف وى .
علاج : آنجا كه تكدّر نور با سدهء مجارى يا اسود يا بيضيه سبب باشد ، أكحال ملطّفه چون باسليقون و شياف مرارات و مانند آن در چشم كشند . و از اغذيه و معاجين هرچه ملطّف باشد استعمال نمايند . و آنجا كه برآمدن از تاريكى بغتة [ يعنى ناگهانى ] سبب باشد ، تدبيرش آن است كه بر ضوء آفتاب ننگرد و برقع رنگين كه آسمانگون بود بر وجه خود بسته دارد . و أسرب را سوهان زده بر برادهء وى نظر همىكند . و تجويد غذا نمايند . و شبانگاه طعام نخورند . و از صوم و جماع پرهيزند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Amaurrosis ; gutta serena