تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
نقصانى پديد آيد نسبت به حالت صحت ؛ « لان البرودة يجمد الرطوبات و يقبض الاجزاء » . و ايضا ، ديرى حركت چشم و سوء بصر از نشان اين قسم است . علاج : بهر تبديل مزاج دماغ ، گوشت تيهو و ماكيان خورند [ و آن‌ها را ] مطنجنه ساخته يا همراه نخود و دارچينى پخته . و روغن بان و ياسمين در بينى چكانند و بر طبيخ حشايش گرم انكباب كنند و شياف اصفر « 1 » و اخضر « 2 » در چشم كشند . سوّم : آنكه سوء مزاج حار مادى موجب ضعف شود . و پوشيده نيست كه حرارت رطوبات را در جوش مىآرد و در حجم آنها مىفزايد ؛ پس بالضرور آلات بصر متمدد مىشود و بزرگ مىگردد و در بصارت خلل مىافتد . و علامت وى ، آن است كه چشم منتفخ و سرخ و گرم نمايد . علاج : فصد كنند اگر خون غالب بود و به مطبوخ هليله طبع را نرم نمايند و از چيزهاى شور و تيز و از پياز و گندنا و بادروج و ساير مبخرات بپرهيزند . و پس از تنقيهء عام ، بهر تنقيهء نفس عضو چيزى كه مدمع بود در چشم كشند ؛ چون حصرمى « 3 » و مانند آن . چهارم : آنكه سوء مزاج گرم ساذج شديد الحرارت ، اعضاء بصر را گرم كند و رطوبات از خشك سازد . پس روح كمتر شود و آدمى از دور نتواند ديدن . و علامتش آن است كه چشم لاغر شود و در كوژ [ يعنى گودى ] رود و رطوبت از چشم و بينى كمتر بر آيد . و [ در ] حالت گرسنگى و در وقت گرمى و عقب اسهال ، ضعف باصره غالب آيد و بعد از اكل و نوم ، در ضعف بصارت خفت روى نمايد . علاج : در تدبير مبرّد مرطّب متوجه شوند بدان‌چه بارها ذكر يافته . و روغنهاى سرد
هامش
( 1 ) . صفت شياف اصفر : هليلهء زرد و توتياى هندى ، از هريك پنج درم ؛ فلفل سپيد و صمغ عربى ، از هريك سه درم ؛ زعفران ، يك درم ، جمله [ را كه ] پنج دارو است كوفته ، بيخته ، شياف سازند به آب باديان . ( 2 ) . صفت شياف اخضر : زنگار ، سه درم ؛ قلقطار سوخته ، شش درم ؛ بوره ، زبد البحر و زرنيخ سرخ ، از هريك يك درم ؛ نوشادر ، نيم درم ؛ اشّق ، يك مثقال ، جمله هفت دارو است . اشق را در آب سداب حل كنند و باقى اجزاء [ را ] كوفته و بيخته [ و ] در وى بسرشند و شياف سازند . ( 3 ) . صفت برود حصرمى : توتيا بستانند و باريك ساخته در آب غوره پرورند و در سايه خشك نموده ديگر بار صلايه نمايند و به حرير بيخته استعمال كنند . و بعضى چيزها ديگر نيز همراه توتيا بپرورند ؛ « كما هو مسطور فى القرا بادينات » .