تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
باشد زايل شود و قدح سود دهد . و احيانا اگر كحّال جاهل ، نزول الماء را كه با سده بود بىآنكه سدّه زايل كنند قدح كرد [ و ] آب را از ثقبه دور نمود و باوجود آن بصارت نگشود ، توان دانست كه در عصبه سدّه واقع است [ و ] خاطرجمع بايد داشت . و پس از مدتى كه عليل را تنقيه توان كرد بدان‌چه در ماده سدّه عصبيه مىگويم ، به افتتاح سدّه رجوع بايد كرد تا بصارت بگشايد . علاج : نخست ، به حبّ قوقايا و ايارج فيقرا و مانند آن استفراغ كنند و رگ گوشه چشم زنند و ديوچه [ يعنى زالو ] بر صدغ چسبانند و ماده را سوى قدم فروكشند .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 264 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى