تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
[ 394 ] اما هرگاه كه نزول تمام شود و جملهء بصارت را باطل سازد ، علاج وى قدح [ نوعى عمل جراحى است كه با آلات ويژه‌يى آب را از چشم درمىآورند و تفصيل آن ذكر خواهد شد ] است ؛ ليكن نخست بنگرند كه قابليت قدح دارد يا نه : با وجود قابليت ، [ بنگرند آيا ] با سدهء عصبهء مجوفه مركب است يا نه : اگر قابليت دارد و بىسدهء عصبه بود ، در قدح رخصت است . و اگر قابليت دارد و با سدّه باشد ، اول تفتيح سدّه كنند و پس از انفتاح سدّه ، قدح نمايند . و بيان سدّهء عصبه بمعه [ يعنى همراه ] علامات و علاج و فرق فىمابين نزول الماء كه با سدّه بود و بىسده باشد ، در آخر اين فصل خواهم گفت . اما آنچه قابل قدح نباشد ، به حسن تدبير قابل قدح سازند پس قدح كنند . و قال « صاحب الاسباب و العلامات » : « كلّها يمكن أن يصير من جنس ما يقدح بحسن التدبير » « 1 » . و آنچه قابليت قدح دارد ، آن است كه سپيد صافى و معتدل الرقت بود . و چون بيمار عطسه زند ، روشنائى مستطيل شعاع مانند حس كند كه از چشم وى برمىآيد . و هرگاه چشم مؤوف را بمالند ، پراكندگى و انتشار در اجزاء آب مذكور محسوس گردد . آنچه چنين نباشد ، قابل قدح نبود . و اقسام غير قابلهء قدح بسيار است و هريكى به اعتبار تفاوت لون و قوام ، به اسمى مسمى است ؛ چنان‌چه : يكى ، غمامى [ است ] و آن ، رطوبتى است شبيه به ابر سياه كه متحرك نشود . [ و ] دوم ، زيبقى است . و آن ، رطوبتى است مستدير مشابه سيماب . و اين قسم ، مترجرج [ يعنى لرزان و جنبنده ] مىشود . سوّم ، جصى . و آن ، آن است كه مانند قطعهء گچ نمايد و ثقبه را متمدد سازد و حركت نكند و چون چشم دويمى را بپوشند و بگشايند ، در ذات آب مذكور هيچ تغيرى پديد نيايد . چهارم ، آسمانجونى . و وى ، آن است كه رنگ آن مشابه بود به رنگى كه آن را آسمان‌گون گويند . و اين آب [ آسمانگونى ] ، در اكثر متحرك نمىشود و از آنكه به حدّت و حرقت خويش بيضيه را نيز فاسد مىسازد و اصلاح آن متعذر است ، لهذا قال « الشارح » : « و لا ينجح فيه القدح » . [ يعنى قدح در اين بيمارى ، سودمند نيست ] . پنجم ، منتشر رقيق كه استكمال نگيرد و استحكام نپذيرد و به غلظت معتدله ميل نكند و در اين قسم [ پنجم ] ، صاحب مرض مىتواند ديد [ در حدّ ] ديدنى ضعيف و گاه باشد كه ضعف باصره كم شود و
هامش
( 1 ) . ترجمه : « سمرقندى مىگويد : همهء مواردى كه قابل قدح نيستند را با حسن تدبير مىتوان قابل قدح نمود » . م .