تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
از اندمال قروح قرنيه افتد ، بر يك شكل راسخ مىباشد بىكمى و زيادى . پنجم : آنكه خيالات نزول ، پيش از شش ماه نمىگذرد كه ابطال بصارت مىنمايد ؛ اما چون از شش ماه درگذشت ، از آفت ماء محفوظ ماند . و قال « صاحب الاقسرايى » : « التوقيت بستة أشهر فى معرفة أنّ الخيالات ليست تنذر بماء ، أمر اكثرى عرف بالتجربة المتطاولة » « 1 » . علاج : تا كه در ابتدا « 2 » است ، بشتابند و بهر تنقيهء سر ، ايارجات و حب‌ّها « 3 » دهند بر سبيل شبيار . و در اين اثنا ، مراعات منضج نيز لازم دارند ؛ يعنى تنقيهء بىنضج نكنند . و در استعمال منضجات و مسهلات ، رعايت مزاج عليل و قوت او واجب شمارند ؛ تا به سبب افراط ادويه حاره ، مضرتى ديگر برپا نشود . و آنجا كه قوت قوى بود ، اسهال به تواتر كنند و الا در تنقيه يك بار ايارج فيقرا يا « مطبوخ قنطوريون » « 4 » دهند . و از اغذيه : طعام‌هاى خشك چون گوشت كبك و تذرو و قليهء خشك و مطنجنه و نان خشكار و مانند
هامش
( 1 ) . ترجمه : « صاحب كتاب الاقسرائى مىگويد : اينكه جهت ثبوت منذريت خيالات به ماء بايد شش ماه صبر كنند ، امرى غالبى است كه در اثر تجربهء مدام معلوم گشته است » . م . ( 2 ) . صفت معجون كه در ابتدا سود دارد و مجرب است : وج و انگزد و زنجبيل و تخم باديان ، هر چهار مساوى بستانند و كوفته و بيخته [ و ] اندر عسل مصفى بسرشند . و شربت ، هر بامداد يك مثقال . و بايد دانست كه مرزنگوش و ياسمين و شونيز بوئيدن سود دارد . و كذالك روغن مرزنگوش بر سر ماليدن . و آنچه از ادويه بيان يافته ، مخصوص به ابتداست . و رعايت حرارت و برودت مزاج عليل ، واجب . و قبل از تنقيه ، استعمال دوا در چشم ممنوع . و پياز تنها يا عسل كشيدن جلا كند . و آب سرد و انگزد خوردن و با عسل اندر چشم كشيدن ، سود دارد . قال « الشيخ » : « ممّا جرّب لابتداء ، ماء رأس الخطاف المحرق بعسل يكتحل به » [ يعنى ابن سينا گفته است كه از امورى كه تجربه شده كه در ابتداى مرض مفيد است آب سر خطاف سوخته است كه با عسل آن را سرمه كنند ] . ( 3 ) . حب الزهب : صبر ، ده درم ؛ تربد موصوف [ يعنى پوست كنده و اصلاح شده ] ، هفت درم ؛ مصطكى و گل سرخ ، از هريك دو درم و نصف ؛ زعفران ، نيم درم ؛ هليلهء زرد ، پنج درم ؛ سقمونيا ، سه درم و نيم ، شربت دو مثقال . جمله ، هفت دارو است . و اطبا به‌حسب حال در تقدير اوزان و اخراج و ادخال ادويه مختاراند . و حبوب منقّيه ، به نسخ‌هاى متعدده بالا ضبط يافته ؛ چنانچه در خاتمه كتاب بر موضوع هر نسخه و هر فايده اشارتى خواهد رفت . [ و ] هر كدام كه خواهند ، جايگاه او از خاتمه تفحص كرده برآورند . ( 4 ) . صفت مطبوخ قنطوريون باريك كه به تازى دقيق گويند : [ قنطوريون دقيق ] و تربد سفيد نيم كوفته ، از هريك سه درم ؛ بسفايج نيم‌كوفته ، هفت درم ؛ مويز دانه بيرون كرده ، بيست درم ، جمله [ را كه ] چهار دارو است بگيرند و در صد و پنجاه درم آب بپزند تا به پنجاه درم بازآيد [ پس آن را ] بپالايند و بر إثر ايارج دهند و اگر ايارج اندر اين مطبوخ حل كنند صواب باشد .