كشيده باشند عارض شود .
بدان كه تحقق هر سب از تقدم وى توان دانست . و آنچه فجئة افتد ، از علامات فارقه مستغنى است ؛ اما آنكه به تدريج افتد ، بيان آثار ابتدائيت واجب است تا قبل از آنكه استحكام كرد تدارك كرده شود و علامت ابتداء نزول الماء آن است كه خيالات چون پشه و مگس و موى و شعاع و مانند آن بهحسب اختلاف اسباب پيش نظر همىآيد .
[ 393 ] از آنكه گاه باشد كه اين خيالات مقدمه نزول بود و الا از اسباب ديگر كه در فصل تخيلات مذكور است بسيار افتد ، لازم آمد كه براى كمال توضيح در اين مبحث نيز فرق فىمابين خيالات منذريهء نزول و غير آن نموده آيد :
فرق فيما بينهم ، از پنج وجه است :
يكى : آنكه خيالات منذره در اكثر امر در يك چشم مىافتد ؛ اما تصديق بر اين علامت وقتى توان كرد كه باوجود آن در طبقات و رطوبات از آفات ديگر شايبه نباشد ؛ چنانچه در خيالات گفته آمديم .
دوم ، آنكه از نشان خيالات منذره است كه اگر در هر دو چشم واقع شود ، لازم است كه در ابتدائيت و قلت و كثرت تفاوتى داشته باشد ؛ يعنى در هر دو معا نيفتد ؛ بلكه در يكى چون عارض شود ، پس از زمانى در چشم دوم واقع گردد . و در يك چشم خيال بيشتر بود و در دويمى كمتر .
سوّم ، آنكه خيال در تهى و پرى معده ، هيچ تفاوتى نكند و كدورت چشم پيوسته به تدريج در ترقى باشد و چيزهاى بخارنشان [ يعنى بخارزدا ] و قىء سود ندهند . و استعمال ايارجات و حبوب كه مادهء موجبه را مستاصل نسازد ، نفعى نبخشد .
چهارم ، آنكه رنگ حدقه خالى از تغير مّا [ يعنى تغير اندكى ] نبود و پس از سه چهار ماه تغير فاحش ظاهر نمايد .
پس ، بر طبيب واجب است كه خيال نزولى را از خيال ذكاء الحسى و بخار البدنى و اندمال قروح القرنى بشناسد و كدورت وى را از كدورت كمنه و ساير كدورات كه آفات طبقات و رطوبات واجب مىكند و هريك در اعلال طبقات و رطوبات مضبوط است ، امتياز نمايد تا زنگ از آئينهء مقصود چنانچه شايد بزدايد . و پوشيده نيست كه خيالات كه
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٢٥٥