تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
[ 392 ]

فصل [ بيست و پنجم ] : در نزول الماء

« 1 » بايد دانست كه اطبا را در اين مرض اقوال است ؛ لكن مختار « شيخ » و تابعان وى آن است كه رطوبتى غريب است كه از سر فرود آيد و در ثقبهء عنبيه بايستد ما بين طبقهء قرنيه و رطوبت بيضيه . و از آنكه اين ثقبه منفذى است كه خروج شعاع و دخول اشباح به دو است ، هرگاه رطوبت مذكور آن منفذ را ببندد ، به‌حسب انسداد اجزاى منفذ افساد بصارت مىنمايد ؛ مثلا اگر تمام ثقبه را درگيرد ، بصارت بتمامه زايل شود . و اگر آب در بعض اجزا بود و بعضى از آن خالى باشد ، از جهت مكشوف توان ديدن . احوال اين ، مختلف است : گاه هاله مانند گرداگرد ثقبه درگيرد و وسط او خالى باشد ، پس هر چيزى را كه به تعمق و مواجهه نگرد ، وسط آن چيز ديده شود بدون اقطار آن . و گاه وسط را درگيرد و حوالى او مكشوف باشد . و در اين حالت بالمواجهه وسط مرئيات ديده نشود ؛ ليكن به انقلاب حدقه نمايان گردد ؛ « لمحاذات جهة مكشوف الثقبة بالمرئيات » . و گاه اين رطوبت رقيق بود و در اين صورت اگرچه تمام ثقبه را در پوشد ؛ ليكن بسبب رقت ، مانع ابصار ضوء آفتاب و چراغ و ديگر اجسام ذى انوار نتواند شد اما آن هم مع الضعف . و اين قسم را رقيق منتشر گويند . آنچه « جالينوس » گفته كه : « سبب ماء ، غليظ شدن بيضيه است » ، مرادش آن است كه بيضيه از رطوبت غليظ و غريب مدد يابد ، پس آن رطوبت به سبيل ترشح اندك‌اندك از ثقبهء عنبيه برون آيد و به روى عنبيه زير قرنيه بايستد ، نه آنكه گوهر بيضيه همگى غليظ شود و از برودتى كه به دو رسد بيفسرد ؛ « كما زعمه بعض الأطبّاء » . انتباه : « احمد فرخ » گفته كه نزول الماء سه‌گونه است : يكى آنكه فرود آيد و بايستد آب [ در ] ميان عنبيه و عنكبوتيه ، پس باطل كند بصارت را و ظاهر مىشود در حدقه كدورت و « لون اكهب كالغمام » [ يعنى رنگ سفيد مايل به تيرگى چون ابر ] . و « لا علاج
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Cataract
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 253 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى