[ 389 ]
فصل [ بيست و چهارم ] : در تخيلات
« 1 » از آنكه بعضى از خيالات منذر است به نزول الماء ، ذكر آن قبل از نزول الماء اليق نمود .
خيالات ، آنست كه در هوا شكلهاى متلونه ديده شود و تلوّن اشكال ، بهحسب لون امور موجبه است چنانچه مىبايد .
اكنون ، بدان كه سبب كلى اين علت چهار است :
يكى ، آنكه باصره به غايت قوى شود ، پس ذرههاى خرد و غبار خفيف كه در هوا موجود است و به ديگران نمىنمايد ، وى آن را حس كند . و كذلك ، بخارهاى غذائيه كه أبدان از وى خالى نيست ، به سبب قوت حس بتواند ديد . و علامت وى ، آن است كه در فعل حس از هيچ وجه قصورى نباشد . و باصره و ساير حواس ، قوى بود [ و ] چون اغذيه غليظ مكدره تناول كند ، خيال كمتر شود . و اين قسم ، فى الحقيقت مرض نيست و انما يدفع لتشويش الحس [ يعنى اگر به دفع آن اقدام شود ، جهت آن است كه حس بينايى صحيح را مختل مىكند ] .
دوّم ، آنكه در طبقات آفتى افتد ؛ مثلا حادث شود در قرنيه آثار از جدرى يا رمد يا برد مكثف و اگرچه آثار مذكور از غايت صغر در چشم ننمايد ، اما به سبب ابطال شفافيت از باطن طبقه مزبوره بهحسب مقدار خويش محجّب ابصار شود ؛ پس بالضرور به مقدار هيأت اشكال آثار كه مثلث بود يا مربع يا مسدس بود ، آدمى تخيل كند . و علامتش تقدم اسباب مذكوره است . و آنكه مدتى ثابت باشد و باقى ديگر نيانجامد . و به حسب اغذيه ، ازدياد و نقصان پذيرد .
سوّم ، آنكه عارضه در رطوبت لاحق شود . و اين ، بر چهارگونه است : يكى ، آنكه جوهر رطوبت بيضيه بذاته سبب تخيلات شود . دوم ، آنكه سوء مزاج بارد رطب عارض
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Imagination ; muscae volitantes ; spectre ; phantasies