سبب رطوبت يا يبوست منقبض و مجتمع شود به حيثيتى كه مجتمع و متمدد سازد عنبيه را ، ثقبه وى فراهم [ يعنى برهم ] مىآيد . و چون اجتماع اجزاء قرنيه به مرتبهيى باشد كه طبقه عنبيه را كه زير است به تبعيت خود مجتمع گرداند ، لازم است كه در قرنيه ، تكاثف غصون يعنى شكنج پديد آيد ؛ « كما يعرض للمشايخ فى أواخر أعمارهم » .
پوشيده نيست كه عدم شفافيت قرنيه منع مىكند نفوذ نور [ را ] و اشباح را از منطبع شدن بر جليديه چنانچه بايد بازمىدارد و در اين حالت ، هر چيزى را كه مريض مىبيند مىپندارد كه زير ابر و دود است . « و هذا هو الضعف » . اما يبوست و قلت بيضيه ، بالاتفاق سبب ضيق و ضعف است كما لا يخفى . نزد احقر ، اجتماع قرنيه ، سبب پنجم است مر ضيق را ؛ لهذا در اين محل ، قول « صاحب ذخيرهء خوارزمشاهى » را مقدم داشته [ كه ] رطوبت و يبوست عنبيه نيز از اسباب ضيق شمرده و تغير قوام روح را كه از رطوبت يا يبوست حادثه عارض مىشود و سبب ضعف باصره مىداند ؛ چنانچه بعضى اطبا نيز بر اين رفتهاند .
و هركه در اين مقوله نظر دارد ، مرا در نظر وى نظر است . و آنجا كه سبب ضيق اجتماع قرنيه بوده باشد ، انتفاء شفافيت و اجتماع اجزاء آن شاهد وى است . و او را بدانچه در باب اعلال طبقات ذكر رفته تدارك توان كرد بهحسب هر سبب كه وى نيز در آن محل مشروحا ضبط يافته . و آنچه « ماتن اسباب و علامات » بيان اسباب ضيق نموده و همگى مورد ابحاث است ، بيان آن سزاوار نديد و بدانچه اتفاق اطبا بوده در نگارش آورد .
هامش
- پس جاى ثقبه را تنگ مىكند ؛ و يا از خشكى شديد بيضيه است كه در نتيجه رطوبت بيضه تقليل مىپذيرد و عنبيه هم در لاغرى آن كمك مىكند و بيشتر آن را جمع مىكند كه اين حال ، مخالف برآمدگى چشم است » . م .