شود در اجزاء رطوبت و شفافيت آنها متغير سازد . سوّم ، حرارت قوى و رطوبت افتد به نوعى كه رطوبت را بجوشد ؛ پس [ به ] سبب غليان ، متولد شود هوائيت و با رطوبت آميزد و در عدم شفافيت ، قوام وى زبد مانند گردد . چهارم ، آنكه برودت و يبوست جماع ، مكثّف و مزيل شفافيت رطوبت شود .
علامت اين قسم ، آن است كه تقدم اسباب گواهى دهد ؛ مثلا نخستين رمد گرم يا سببى مبرد و مرطّب يا مسخن يا مجفف اتفاق افتاده باشد ؛ چنانچه در امراض رطوبات مفصل بيان كردهايم . و ايضا ، اين قسم به حدث يافته مىشود [ يعنى مانند قبل كه داراى اسباب سابقى بود نمىباشد ] ؛ خاصه اگر قرنيه صيقل و صافى بوده باشد و اثرى از خشونت بر قرنيه پديد بود . و باوجود اين ، بودن خيال ثابت بىآنكه ازدياد يا نقصان پذيرد يا به ضررى عظيم مؤدّى شود ، از جمله علامات اين نوع است .
سبب چهارم : آن است كه امرى خارجى باعث تخيلات شود . و اين ، بر دوگونه است :
يكى ، آنكه متمكن نباشد و چون حاصل گردد ، به سرعت تحليل يابد ؛ خاصه اگر سبب مذكور ، لطيف و سريع الزوال باشد . و اين از جنس بخارات است كه متصاعد شود از تمام بدن يا از معده يا از دماغ و باعث تصاعد ابخره ، يا تناول اغذيهء مبخره است يا بحران باقى يا غضب و مانند آن هر [ چه كه ] مساعد تصاعد بود . و علامت اين قسم ، آن است كه اسباب موجبه گواهى دهد و خيال مخصوص به يك چشم نباشد و بر يك حال ثابت نباشد ؛ بلكه بهحسب تغيير سبب گاهى ناقص شود و گاهى زايد گردد .
دوم ، آنكه متمكن بود و اين ، مقدمهء نزول الماء است . و علامتش آن است كه سببى ديگر پيدا نباشد و كدورت و ضعف بصارت به تدريج همىافزايد تا كه اگر تدارك كرده نشود ، آب فرود آيد . و ديگر علامات و فرق كه خيالات منذر به نزول را از آن فرق توان كرد ، در فصل نزول الماء به تفصيل گفته آيد مع فوايد جديد ان شاء اللّه تعالى .
پوشيده نماند [ كه ] اگرچه معالجه اين مرض بهحسب سبب در اعلال طبقات گفته شده و تدبير آنكه منذر به نزول است در نزول گفته شد ، اما جهت آسانى ، در اين فصل نيز اسباب سادهء جزئيه وى را مع علاج در معرض بيان آوردن مستحسن دانست :
اسباب جزئيه : بسيار است :
يكى ، آنكه خلط سوداوى در شرائين حاصل شود ، پس مرتفع گردد از وى بخار به
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٢٤٩