[ 387 ]
فصل [ بيست و سوم ] : در ضيق
« 1 » آن ، تنگ شدن ثقبهء عنبيه است . و حكما در تعين اسباب ضيق و حمد و ذم آن ، مخالفات و مناظرات بسيار دارند . اما آنچه جمهور متاخرين بر آن متفقاند آن است كه :
ضيق بر دوگونه است : يكى ، آنكه در اصل آفرينش تنگ آمده باشد و اين را طبيعى و جبلّى گويند . و وى پسنديده است ؛ زيرا كه نور بصر جمع باشد و بدان سبب در بينائى بيفزايد . دوم ، آنكه عارضى بود و وى ناپسنديده است ؛ بهر آنكه واجب مىكند ضعف در بصارت . و موجب ضعف ، نه به اعتبار ضيق ثقبه است بلكه به واسطهء اسباب محدثهء ضيق است و الا نه [ يعنى اگر به اعتبار ضيق باشد ] ، ظاهر است كه ضيق فى حد ذاته مذموم نيست اگر به درجهء انضمام نرسيده باشد .
اين مرض را چهار سبب است : يكى ، آنكه به سبب استيلا رطوبت ، طبقه عنبيه مسترخى شود و بدان سبب ثقبه تنگ گردد . و اين ، بدان مىماند كه غربال خشك را تر كنند و دوالهاى او [ كه همان طنابهاى غربال باشد ] مسترخى شود و سوراخهاى وى فراهم آيد و تنگ گردد و تدبير مقدم و آثار رطوبت شاهد وى است .
علاج : استفراغ به حب ايارج فيقرا و حب قوقايا كنند و افاويه در آب پخته بر سر ريزند و شياف زعفران « 2 » در چشم كشند .
دوم : آنكه به سبب غلبهء خشكى ، طبقه عنبيه ، متشنّج و پژمرده شود و بدان سبب ثقبه تنگ گردد . و باشد كه ثقبه به جملگى بسته شود و تدبير متقدم و علامتهاى خشكى گواه اوست .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Narrowness ; stenosis ; stricture( 2 ) . صفت شياف زعفران : بگيرند اشّق و زعفران و زنگار ، از هريك يك درم ؛ اخلاط زعفران ، چهار درم ؛ هر چهار جزو بهم آميزند و شياف سازند . و در ديگر نسخه ، جاوشير هم افزودهاند .
صفت اخلاط زعفران : بگيرند زعفران و شياف ماميثا و گل سرخ و صبر و مرّ و نشاسته و صمغ عربى ، از هريك يك جزء ، هر هفت [ را ] كوفته و بيخته [ و ] به هم آميزند و به كار برند .