و بدان سبب بدان جانب بنگرد و به سبب طول نظر ، چشم به همان جهت منقلب شود تا بدان جانب بنگرد راحت يابد و چون به خلاف نگريستن خواهد ، به واسطهء تمدد اعصاب و اغشيه كه موجب الم است دشخوارى روى نمايد و بالضرور بر همان شكل بماند .
علاج : تدبيرى كه چشم را به صلاح آرد به كار برند و مهلت در علاج روا ندارند ؛ زيرا كه اعضاى اطفال به سبب نرمى زود علاج پذيرد . و تدبير آن است كه بر آن كوشند كه طفل به تكليف خلاف جهتى كه بدانجهت چشم مايل شده بنگرد ؛ مثلا چيزى سرخ رنگ بربندند به طرفى كه چشم را بدان طرف مايل خواهند كرد ؛ زيرا كه چيزى سرخ كودكان را خوش مىآيد . پس اگر چشم به جانب ماق اصغر كه طرف گوش است مايل شود ، بر بينى نزد ماق اكبر پارچهء سرخ بچسپانند تا كودك پيوسته به سوى وى نگريستن عادت كند به خواهش تمام . و على هذا القياس ، به هر طرف كه مايل شود به جانب مخالف وى چيزى سرخ بايد آويخت . و طريق ديگر آن است كه بر وجه [ او ] برقعه درپوشند و در مقابل حدقه برقعه را شكاف سازند پس به روبروى آن طفل چراغ برافروزند ؛ تا بسبب تكليف نگريستن ، چشم صلاح پذيرد ؛ چنانچه وجه صاحب لقوه به واسطهء نگريستن در آئينه چينى بر حالت اصلى راجع مىشود .
بايد كه دايه را اغذيه لطيفه دهند تا حرارت غريزى و طبيعت قوت گيرد و عضو را راست كند . و آنجا كه صرع سبب حول بوده باشد ، اغذيهء بخارانگيز از آن دايه دور دارند .
و از جماع بازداشتن لازم شمارند .
نوع دوم : در حول كه به بزرگان افتد
اين را نيز سه سبب است :
يكى : آنكه عضلهيى از عضلات محركه مقله متشنّج شود پس مقله منقلب گردد و بدانجهت ميل كند . و سبب اين تشنّج :
اگر يبوست بود ، علامتش آن است كه عقب امراض حادّه و قرانيطس افتد .
علاجش : ترطيب است به نطولات و روغنهايى كه در تشنّج يابس گفته شد . و شير خر و شير دختران در چشم چكانيدن سودمند است .