تلطيف بخارات و رطوبات ، به فلفل و كندش و جندبيدستر و صبر عطسه آرند . و بر طبيخ باديان و شبت و بابونه و قيصوم و مرزنجوش و نمام و سداب انكباب نمايند . و اگر جگر تيس را با اندكى تخم باديان و دارفلفل يار [ يعنى مخلوط ] كرده در ديگ بپزند ، همراه آب و بر بخار وى سر [ را ] نگون دارند ، به غايت سود دهد . و اگر جگر را بر آتش بريان سازند و بر بخار وى انكباب نمايند همين عمل كند . و در طعام مريض ، حلتيت و فوتنج و خردل و صعتر و انجدان بسيار اندازند . و جگر بز صحرائى كه به تازى تيس گويند يا جگر گاو بر آتش گذارند و فلفل كوفته مع باديان بر وى نهند تا رطوبت جگر را ادويهء مذكور جذب كند ، پس آن دوا را از روى جگر بردارند و باريك ساخته بدارند و در چشم كشند سرمه مانند . قال « الشارح » : « إن غرز الدار فلفل و الوج فى كبد التيس و يشوى و أكتجل بالسّديد الذى يخرج منها ، أبرء الغشاء و هذا علاج عجيب فوق الوصف » « 1 » .
آن را كه خون غلبه دارد ، رگ قيفال و رگ گوشه چشم زدن سود دارد .
آن را كه غلظت روح باصره به سبب بودن در آفتاب موجب مرض شده باشد ، تدبيرش ترطيب مع التسخين استعمال نمودن است . و از اغذيهء مغلّظه پرهيزيدن . و هرچه از نافعات بود گزيدن .
هامش
( 1 ) . ترجمه : « نفيس بن عوض مىگويد : اگر دارفلفل و وج را در جگر بز صحرائى بگذارند و آن را كباب كنند و آبى كه از آن مىچكد را در چشم كشند ، مرض غشاء را بهبودى مىبخشد و اين علاج ، درمانى عجيب و وصفناپذير است » . م .