اگر سبب اين تشنّج رطوبت بود كه عضلات را ممتلى سازد و در عرض بكشد ، علامتش ، علامت تشنّج امتلائى است و اين عقب صرع بيشتر افتد .
علاج : آنچه در تشنّج امتلائى گفته شد از استفراغ به ايارجات و غراغر و تلطيف تدبير به كار برند .
دوم : آنكه عضلهيى از عضلات مذكوره مسترخى شود ، پس مقله مايل شود به سمت مخالف عضلهء مسترخيه .
علامت و علاج استرخا ، ذكر يافته در امراض سر .
سوّم : آنكه طبقات و رطوبات از جايگاه خود زايل شوند به سبب رياح غليظهء عسر التحلل كه به كثرت حركات مختلفه ، طبقات و رطوبات را بجنباند و از جايگاه وى بلغزاند و به جهتى مايل سازند . و علامتش آن است كه چشم متحرك شود به حركت اختلاجيه [ يعنى لرزان ] و باشد كه اشك سايل شود .
علاج : نخستين ، ايارجات و حبوب دهند تا رطوبت مولد رياح را از دماغ پاك سازند و بهر تحليل رياح ، به آب گرم تكميد كنند و ماميران به آب باديان ضماد نمايند . و اگر باد در معده بود و از آنجا باد به جانب دماغ برآيد و موجب مرض شود ، در تنقيهء معده كوشند به قىء و اسهال و به جوارشات گرم باد را بشكنند .
گاه باشد كه موجب زوال طبقات و رطوبات از موضعش ، فضول غليظهء بخاريه باشد كه در عروق حاصل شود [ و ] به شبكيه مودّى گردد پس شبكيه از جاى خود به زير آيد و زجاجيه را مزاحمت رساند و زجاجيه [ هم ] جليديه را مزاحمت كند و از جاى بلغزاند .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 237
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٢٣٧